X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۷ توسط رضا احدی | نظر(0)

« فرقه هاي مدرن » شریعت آخرالزمان


عصر جدید را به لحاظی بایستی عصر ظھور فرقه ھای بی شریعت دانست که از بطن مذاھب قدیم

سربرآورده اند مثل مذھب پروتستان و دھھا فرقۀ فرعی منشعب از آن که از بطن مسیحیت پدید آمده

است یا مثل فرقۀ اسماعیلیه و یا بھایی و یا برخی فرقه ھای صوفیه که از بطن اسلام و خاصه تشیع رخ

نموده اند و یا صھیونیزم بعنوان یک فرقه مذھبی –سیاسی که از بطن مذھب قدیم یھود پدید آمده است

و جمله اینھا مذاھبی بی شریعت محسوب می شوند و اصول راه و روش و آیین زندگی اینھا ھمان ارکان

فرھنگ و تمدن مدرن غرب است مثل آزادی ، برابری ، دانش و تکنولوژی و غیره .

به لحاظی ھمه این فرقه ھای مدرن را بایستی پیرو ھمان پروتستانیزم اروپا دانست که زمینۀ فرھنگی

مدرنیزم می باشد ولی ھر کدام توجیه مذھبی خود را دارا می باشد ولی در عمل جملگی به یک راه و

روش زندگی می کنند و ھیچ تفاوتی بین شعبات مسیحی و یھودی و اسلامی و شیعی وجود ندارد .

جمله این فرقه ھای مدرن شبه مذھبی ھر یک به نوعی خود را برگزیدۀ خدا و مورد شفاعت مطلقه بانی

مذھب خود می دانند که ھمۀ گناھانشان را خودبخود می بخشد و لذا جای ھیچ نگرانی نیست و بھشت

از آن آنھاست و دوزخ بر آنان حرام شده است و لذا نیازی به ھیچ شریعت و آیین و اصول و احکام خاص

نیست . این ھمان اساس توجیھی و مذھبی لیبرالیزم غرب است . عمر تاریخی این مذاھب بدون شریعت

پیش از دو قرن نمی باشد که کھنه ترین آنھا پروتستانیزم است .

این فرقه ھا عملاً توجیه و تقدیس لیبرالیزم و تکنولوژیزم و آزدای بی قید و شرط می باشد .

یکی از مستمسک ھای کلامی این فرقه ھا و مخصوصاً آنان که از اسلام جدا شده اند احادیثی از حضرت

رسول (ص) و ائمۀ اطھار (ع) دربارۀ تقیه دین و ایمان در آخرالزمان است که عرصۀ دین محمد (ص) می

باشد . اینان تقیه را به طرزی حیرت آور مترادف با ابطال شرع و احکام الھی دانسته اند درحالیکه تقیه به

معنای پنھان داشتن باطنی و قلبی و روحانی نمودن دین است و نه انکار دین . و این شرایط مربوط به

اوضاع آخرالزمان است و قلمرو قیامت است . پس می بینیم که تفسیر این فرقه ھا کاملاً وارونه است .

امر تقیه و باطنی نمودن دین به مثابه کمال دین است و نه ابطال ان . بطور مثال نماز بایستی ھمانطور

که در قرآن امده به مقصود خود یعنی ذکر قلبی خدا برسد و یا روزه بایستی تبدیل به امساک و قناعت

دائمی شود و نه اینکه ترک گردد .

متاسفانه بسیاری از این فرقه ھای جدید با وجود سابقه درخشانی که در تاریخ مذاھب داشته اند امروزه

با انکار اصل شریعت دچار نسیان و بی ھویتی و خسران عظیمی گشته و با تمامیت انسانیت و معنویت

به بن بست رسیده و مولد نسل جوانی شده اند که ھمچون خاری در چشمان و استخوانی درگلویشان

عذاب می دھد و بھتر است که تا این نسیان قدمت نیافته است و اصول فطرت از بین نرفته به اصول

عملی دین خدا بازگردند و نسلھای آینده خود را نجات دھند .

انکار شریعت تحت لوای تفاسیر مالیخولیایی و عرفان مشربی ھای دروغین موجب نابودی فرھنگ و فکر و

معنویت و ھویت است و آِیندۀ این فرقه ھا و پیروانشان را به ھلاکت میبرد . شریعت مادۀ اولیه فرھنگ و

ھویت و معنویت است . این ماده اولیه را بایستی پرورد و تلطیف و تکامل بخشید و به روز نمود نه اینکه

انکار کرد . این انکار موجب توحش نسلھای آینده است . و این امر را نیز باور کنیم که عرفان ، بی دینی و

لاابالیگری نیست بلکه دین خردمندانه و حکیمانه و روحانی است . خرافات را بزدائیم و نه فطرت را .

فطرت زداتی موجب جنون و جنایت است . آخرالزمان عرصه دینی عرفانی است و نه بی دینی .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 185


برچسب‌ها: فرقه های دینی.پروتستان,بهایی,اسماعیلیه,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۵ توسط رضا احدی | نظر(0)
منطق و اخلاق

انسان مؤمن کسی است که اصول اخلاق را ذاتاً خوب و واجب و برحق می داند و برای درستی آن ھرگز
علت و دلیل و فایده ای نمی جوید. ولی انسان کافر را صدھا دلیل علمی و اجتماعی و بھداشتی ھم به
اخلاقیات مؤمن نمی سازد. اصلاً ایمان خود علت اخلاق و منطق آن است و کفر ھم منطق بی اخلاقی و
تبھکاری می باشد.
ھر چند که برای اخلاقیات دلایل منطقی فراوانی وجود دارد که مؤمن را مؤمن تر میسازد ولی از آنجا که
منطق علیّت فقط در قلمرو حیات دنیا کاربرد دارد کافران را ارضاء نمی کند و ھمه فواید اخلاق ھم در قبال
شاقه بودن طبیعی جھاد نفسانی، کفایت نمی کند. و علاوه براین در ھر نظام منطقی نیز استثنائی وجود
دارد و ھمان یک استثناء برای رد کل نظام به لحاظ عقلانی کفایت می کند.
بنابراین چیزی مطلق و خدشه ناپذیری که منطق اخلاق باشد وجود ندارد درست به ھمین دلیل آنانکه
دارای ایمان قوی نیستند ھمواره برای ھر حکم اخلاقی یک استثناء پدید آورده و یک حکم ضد اخلاقی
مصلحتی ایجاد می کنند مثل دروغ مصلحتی که یک پدیده ای در درون اخلاق و باورھای دینی است که
کل نظام اخلاقی را ناکار آمد و بازیچه کرده است.
بنابراین در پاسخ به این مسئله: « چرا صدق خوب است » باید گفت که صدق در ذاتش خوب است و برای
مؤمنان خوب است زیرا فقط مؤمنان قادر به انجامش ھستند چون ذاتاً آنرا خوب می یابند. برای درستی
اخلاقیات ھمانقدر که دلایل مثبت وجود دارد دلایل منفی ھم ھست. اصول اخلاقی ارزشھائی فی نفسه
و ذاتی اند و درست مثل معنا و باور به خداوند ھمانقدر که قابل اثبات ھستند قابل نفی نیز می باشند و
اینست که ھیچکس بواسطه منطق به خدا ایمان نیاورده است. خدا در کسی که نیست، نیست و اخلاق
ھم نیست.
حتی خود منطق ھم چنین است و آدمھای بی منطق ھمواره به زور پناھنده می شوند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 160


برچسب‌ها: اخلاق,منطق,دروغ مصلحتی,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۵ توسط رضا احدی | نظر(0)

شکر خالق و شکر مخلوق

 

در حدیثی از رسول اکرم (ص) می خوانیم که «شکر کردن خالق چیزی جز تشکر کردن از مخلوق

نیست ». و نیز در قرآن کریم می خوانیم که « شکر نمی کنید خدا را الّا اینکه خودتان را شکر می کنید »

تشکر از خدای ذھنی عین ممنون بودن از ھوای نفس خویش است چرا که پرستش خدای ظن (ذھن)

ھمان نفس پرستی و شرک و ظلم است و لذا شکر حقیقی خدا و ایمان حقیقی جز در رابطه مریدانه با

امام ممکن نیست زیرا امام تو را خلاف نفس تو امر و ھدایت می کند و اگر او را اطاعت و شکر نمودی در

واقع خدا را شکر کرده ای . ھمانطور که علی (ع) می فرماید: «ھمواره بر خلاف میل خود عمل کردم و

به خدا رسیدم» پس شکر حقیقی فقط در تشکر از دیگران معنا دارد مخصوصاً کسانی که بما خدمت و

محبّتی نموده اند و این شکر دربارۀ خدمت و محبّت خالصانه دو صد چندان واجب تر می آید زیرا محبّت

خالصانه ھمان امر ھدایت و سعادت ابدی است . لذا کسی که از مردمان ممنون نیست و شکر والدین و

مربیان خود نمی کند اگر ھم شبانه روز خدا را شکر نماید فقط شیطان نفس خود را پروار کرده است . و

شکر خدا در معنای کامل و خالصانه اش ھمانا تشکر از کسی است که تو را بر خلاف اراده ات امر و ھدایت

می کند یعنی شکر از کسی که با محبّت تو را امر به معروف و نھی از منکر می نماید . اینست شکر خدا .

بقول مولوی : « خواجه پندارد که اطاعت می کند بی خبر از معصیت جان می کند.»

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 153


برچسب‌ها: شکر,تشکر,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

از دعاي خود مأیوس نشوید !

 

مأیوس شدن از دعا ھمان مأیوس شدن از خدا و عین کفر و تسلیم ابلیس شدن است چرا که ابلیس

رسالتی جز مأیوس کردن انسان از خدا ندارد و از ھمین درب بر انسان وارد می شود .

ھر چه دعائی بزرگتر و محالتر باشد استمرار و استقامت و خلوص و صبر و تداوم بر آن دعا بھمان میزان

ضروری است . در حقیقت دعائی بدون اجابت محال است . آنچه که دعائی را به اجابت نمی رساند قطع

امید نمودن فرد داعی از دعای خویش و رھا کردن آن است .

آرزوھای بزرگ مستلزم تداوم در خواستن است . دست و دل شستن از دعائی موجب رویکرد به راه و

روشھای نادرست می شود و این ھمان پیروزی ابلیس بر انسان است .

اراده کنید ،بخواھید و قلباً بخواھید و از خدا بخواھید و بر خدا صبر کنید بدون تردید اجابت می شود زیرا

خداوند چنین وعده نموده است و خدا ھم ھرگز خلاف وعده نمی کند . و این نکته که چه بسا دعائی که

بعد از مرگمان اجابت می شود اگر حیات بعد از مرگ را ھم به حساب زندگی آوریم .

استمرار در ھر دعائی علاوه بر به کام رسیدن موجب تقویت قدرت اراده شده و قدرت کلی روح انسان را

تعالی می بخشد .

قدرت ھر انسانی بمیزان شدت در دعا و صبر بر آن است . و خداوند با صابران است . افسوس بر کسی

که دست و دل از دعای خود بشوید مگر اینکه به دعائی برتر برسد . و نیز اینکه خداوند دعاکنندگان را

دوست می دارد زیرا دعا تنھا راه رابطه انسان با خداست .

 

--------------------------------

یک دعا

 

پروردگارا که مرا از عدم آفریدی و ھر چه دارم از توست .

پس چرا نظری بمن نمی کنی ؟ آیا لایق نظرت نیستم ؟ اگر چنین است آیا خلقت تو در من ناقص است و

نظرت را تأمین نمی کند ؟

پرودرگارا چرا بمن رحم نمی کنی ؟ آیا گناھانم بیشتر از رحمت توست ؟

پروردگارا چرا مرا نمی بخشی ؟ آیا خطاھایم برتر از بخشش توست ؟

پروردگارا چرا بمن لطف نمی کنی ؟ آیا شقاوت من فزون از لطافت توست ؟

پرودرگارا چرا مرا از ورطه نابودی نمی رھانی ؟ آیا عدم من قوی تر از وجود توست ؟

پروردگارا چرا پاکم نمی کنی ؟ آیا ناپاکی و پلیدی من قدرتمندتر از قداست توست ؟

پروردگارا چرا در بھشت خود راھم نمی دھی ؟ آیا دردھای من لایق بھشت تو نیست ؟

آیا به اندازه کافی درد و عذاب نکشیده ام که دلت به رحم آید ؟

پس چرا مرا آفریدی که لایق رحمت و لطف و کرامت و محبت تو نیستم ؟

چرا چیزی آفریدی که لایق تو نباشد ؟

اگر لایق تو نیستم و از آفرینش من نادمی پس مرا نابود کن چنانکه ھرگز مرا نیافریده ای و ننگ وجودم را

از درگاھت پاک نما و از شرم آسوده شو !

آمین

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 153


برچسب‌ها: دعا,بخشش گناه,اجابت دعا,ابلیس,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۶ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

دشمنان توبه

چرا توابیّن راستین اینقدر دشمن دارند ؟

در قرآن کریم می خوانیم که : ھر گاه که فردی را به رسالت برگزیدیم مردمان به او گفتند تو ھم که تا

دیروز مثل ما بودی حالا چه شده که ادعای پاکی می کنی . ھر توبه ایی خالصانه خواه ناخواه آغاز یک

رسالت اجتماعی است ھمانطور که قرآن مؤمنان مبتدی را امر به ھجرت و ظلم زدایی از خویش و

اطرافیان می نماید و این سر آغاز یک رسالت است ھمچون رسالت پیامبر اسلام . ھر فردیکه از گذشته

خود توبه می کند و روی به معنویت و تقوا می نماید به ناگاه خود را در مقابل صف خشمگینی از

نزدیکانش می یابد که می خواھند او را از این توبه منصرف سازند . وجود این توبه کننده عملاً به مردمان

می گوید : شما ھم می توانید توبه کنید و توان نجات سرنوشت خود را دارید درست مثل من . در واقع فرد

توبه کننده در عمل خط بطلان بر مکتب اصالت جبر می کشد ھمانطور که پیامبر اسلام جبر پرستان را اھل

دوزخ و کافر می نامد . این است که کافران فرد توّاب را که می خواھد سرنوشت خود را از اسارت جبر

تاریخ و نژاد و جامعه برھاند و دارای اختیار باشد در عین حال که انسانی بغایت جسور می دانند ولی

بظاھر او را ابله و طلسم شده می نامند . جنگ مردم با چنین فردی ھمانا جنگ جبر بر علیه اختیار است

یعنی جنگ جباران با مختاران است که می خواھند مسئولیت سرنوشت خود را بر عھده گیرند و از گردن

جامعه و نژاد و حکومت و آسمان برگیرند . دشمنان توبه دشمنان حق انتخاب ھستند ھر چند که شعار

آزادی می دھند . فقط در چنین امتحانی است که ماھیّت دروغین این آزادیخواھی آشکار می شود . این

دشمنان توبه در عمل عاشق جباران ھستند و آزادیشان ھم آزادی در جباریت و ستم گری است .

دشمنان توبه دشمنان واقعی آزادی روح انسان ھستند و دشمنان تغییر سرنوشت .

کسی که از کفر و جھل و زندگی میراثی و تاریخی خود توبه کرده با تمامیت زمانه و جامعه خود جنگ

بزرگی را آغاز نموده است که این جنگ از جانب جامعه بر علیه این فرد آغاز می شود زیرا ھر توبه ایی

خالصانه جامعه ایی را به خود می اورد و دعوت به انتخاب می نماید بنابراین بقول قرآن ھر که به دین خدا

زنده شود گویی که کل بشریت را زنده می کند ولی اکثریت مردمان میلی به حیات روحانی ندارند و لذا بر

علیه مؤمنان به جنگ می پردازند تا این حیات انسانی را تخطئه و نابود سازند و اتفاقاً در چنین جنگی که

به راه می اندازند به طرزی حیرت آور روی به دین می کنند و وجدانشان علیرغم میلشان بیدار میشود .

کل تاریخ مذاھب بدینگونه پدید آمده است یعنی ھمواره در ھر دورانی چند نفری توبه کرده و ایمان آورده

اند و مابقی مردمان در جنگی که بر علیه این انگشت شماران براه انداخته اند جبراً به دین مبتلا شده اند

و لذا دین شرک و نفاق را پایه گذاری کرده اند که صورت مسلط ھمه مذاھب در طول تاریخ می باشد .

ھر انسان ھر چند مسلمان و متدینی لااقل یک بار در زندگیش بایستی از مذھب موروثی توبه کند تا دین

وی زنده شده و خودی گردد و به نور انتخاب روشن شود زیرا دین موروثی دین مرده است و از کفر ھم

بدتر است زیرا به نفاق می انجامد . به ھمین دلیل قرآن کریم کافران را پیرو مذھب آبا و اجدادی میخواند

و مھم نیست که این مذھب موروثی برحق و یا ناحق باشد یعنی مذھب موروثی و تاریخی در ھر حال

ضلالت است زیرا ھیچ مسئولیتی پدید نمی آورد و دین چیزی جز مسئول سرنوشت خود بودن نیست. در

بستر دین موروثی ھمه عبادات نیز موجب ضلالت و کفر می شوند زیرا از روی عادت ھستند . به ھمین

دلیل در قرآن نماز سھوی موجب تکذیب دین می باشد . و علی (ع) می گوید : وای بر ایمان عاریه ایی. و

این است که شقی ترین دشمنان توبه و دین زنده ھمانا نژاد فرد توّاب می باشد ھمانطور که نژاد ھر

پیامبری شقی ترین دشمنان او بوده اند و لذا دین زنده و حقیقی دشمنی شقی تر از نژآد و نژاد پرستی

ندارد و در رأس آن ھمسر و فرزندان و خاندان قرار دارند که در قر آن نیز مذکور است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 118

 


برچسب‌ها: توبه,وراثت,آزادیخواهی,مسئولیت,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

مظلومیّت تاریخی حسین (ع) (خلیفه ناکام)

مظلومیّت حسین (ع) در دوران حیاتش نیز دوگانه بود. یکی آن بود که امویان کردند ولی بدتر از آن خیانت شیعیانش در کوفه بود. ولی مظلومیّت سوّم حسین در تاریخ تشیّع نهفته است و آن تحریف او و هویت و جهاد و رسالت و امامت اوست که استمرار تاریخی همان جریان کوفه است. خود او نیز پیشگویی کرده بود که نخستین گروهی که برای من عزا برپا می کنند کوفیانند. زیرا بازماندگان سفینه کربلا به رهبری زینب هرگز بر حسین سوگواری نکردند بلکه زینب در محفل یزید در شام گفت: « سپاس خدای را که نعماتش را بر ما به کمال رسانید که در این واقعه جز جمال (سیمای حق – زیبائی) ندیدیم.‌» و امّا اهل کوفه و فرزندان تاریخی آنان در این واقعه جز بدبختی و نکبت و زشتی ندیدند و به همین دلیل عزا برپا ساختند چرا که حسین را موفق به کسب خلافت ندیدند. این همان نگرشی بود که ابن ملجم را از یک مرید تبدیل به قاتل نمود و شمر را نیز. ایندو از شیعیان دو آتشه بودند. اگر تشیع تبدیل به مکتب « حسینیزم » شده و حسین را از کالبد امامت جدا کرده و مابقی امامان را به بوته نسیان و تعارف سپرده حاصل یک جهل عظیم است که امامت را خلافت سیاسی می داند. همین نگرش درباره امام زمان (ع) وجود دارد. اگر بدبختی های ما موجب یاد کربلا می شود این یک نگرش بغایت کافرانه و غیر اسلامی و غیر شیعی و بلکه غیر دینی است و بلکه ضدّ دینی است و ضدّ حسینی است که عروسی خدا در کربلا را لباس عزا پوشانیده ایم. این همان نگرش حاکم بر مسیحیت درباره مسیح است که اصرار می ورزد تا مسیح را حتماً مصلوب سازد. بیهوده نیست که بخش عمده مراسم عزای حسینی به تقلید از عزای مسیحی پدید آمده و هنوز هم بسیاری از علم و کتل ها دارای نقش صلیب هستند که با پارچه مخفی می شوند. این یک نفاق و مکر بنی اسرائیلی است که بر کلّ جهان مسیحی و اسلامی سایه افکنده است. تا زمانی که نتوانسته ایم بواسطه معرفت، خلافت را از امامت پاک کنیم اسلام و تشیع در سایه بنی اسرائیل است و ایمان نیز و دنیای ما نیز.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۷۸

امروزه آدمی یا حسینی است یا زینبی. و در غیر این دو حالت بدون شک یزیدی است. این بدان معناست که آدمی مخصوصاً یک مسلمان یا باید در قلمرو امامت باشد و مردم را به نور هدایت آشنا کند و مرز حق و باطل در هر امری را آشکار سازد و در صورت طلب مردم برای احیای حقشان آنان را یاری دهد و یا باید حامی امامت باشد و به او در جهت دینش یاری دهد و حقانیّت امر او را اشاعه دهد. در غیر این دو حالت بدون شک یزیدی است یعنی اهل طاغوت و ستم و فساد است و در سیطرە استکبار زندگی می کند و با امام در جنگ می باشد و زینبیان زمانه را به بند می کشد و در تحقیر و تهمت به آنان قرار دارد تا حسین (ع) معرفی را نکنند. در واقع در فرهنگ شیعه جمال امر به معروف همان امام زمانه است که زینبیان مردمان را امر به اطاعت از امام می کنند و نهی از اطاعت از غیر او. زیرا امام به مثابه قرآن ناطق و زنده می باشد. امام جمالِ « معروف » است و طاغوت هم جمالِ « منکر » است و زینبیان سپاه این امر و نهی.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۹۲

اگرعلی (ع) قرآن های کاغذی معاویه را از سر نیازه ها پایین آورد و بعبارتی سوزاند امام حسین این واقعه را درباره مراسم حج به کمال رساند و حقّ امامت را به تمام و کمال آشکار کرد. واقعه عاشورا چیزی جز معرفی حقِّ امامت نبود یعنی همان حقی که یک بار دیگر در ظهور ناجی آخرالزمان در کلِّ جهان رخ خواهد نمود و کلّ بشریت بدان واسطه امتحان و تعیین تکلیف خواهد شد.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۸۲

و اما برخی ادعا دارند که برای امام حسین و شهدای کربلا گریه و نوحه می کنند و نه بحال خودشان. بهر حال توجیه اعتقادی این جماعت نمی تواند چندان زیبا و خداپسندانه باشد زیرا آدمی بحال اسوه و ناجی خود گریه نمی کند بلکه این اوست که بحال ما گریه می کند. آیا این تحقیر مقدّسات و مقام امامت نیست که بحال آنان بگرئیم؟ ولی این درست است که به یاد عظمت و غیرت و شهامت و حق پرستی آنان و بحال کفر و دنیاپرستی خود گریه کنیم.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۲ ص ۱۹۸

استاد علی اکبر خانجانی


برچسب‌ها: عزاداری محرم,حضرت زینب,کوفیان,کربلا,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

تناقض شیکی و حجاب

 

حجاب اگر به انگیزه عفت و عصمت است در یک کلام بمعنای جلب نظر نکردن به عمد است بواسطه لباس

،رفتار یا گفتار و روشھای زیستن . امروزه بسیاری معتقدند و حتّی در رسانه ھای ملی ما تبلیغ می کنند

که شیک بودن ھیچ تناقضی با حجاب ندارد. پس بھتر است شیک بودن را تعریف کنیم . شیک بودن

بمعنای جالب و جذاب و تحریک کننده بودن مسلماً ھر چه باشد در تضاد با امر حجاب و عفّت است . حال

اگر بواسطه چادر و نقاب ھم درجائی جلب نظر شود این ھمان حجاب ضد حجاب است و یک نفاق

آشکار است و شبھه ای از مذھب ضد مذھب می باشد . بنابراین اگر منظور از حجاب ھمانا جلب نظر

نکردن نامحرمان باشد ھیچ قانونی قادر به محجبه نمودن و با عفت ساختن فرد یا جامعه ای نیست . پس

بھتر است که معنا و فرھنگ و انگیزه ھای حجاب و عفّت را توسعه و تعمیق دھیم و اینقدر کلیشه ای و

فرمالیستی عمل نکنیم . زیرا در یک جامعه مذھبی ھیچ زنی خطرناکتر از زن فاسد محجّبه نیست زیرا ھم

فتنه اش وسیعتر و نامرئی تر است و ھم دین خدا را بد نام می کند و ھم نفاق را اشاعه می دھد .

حجاب شیک بدتر از بی حجابی است . زن با حجاب زنی است که از جلو مرد ھرزه ای عبور کند بی آنکه

نظرش را بسوی خود بکشد چه با چادر و چه بی چادر .

آنکه بواسطه حجابش جلب نظر نامحرمان می کند بسیار مخربتر است تا آنکه صرفاً بواسطه اندامھایش

دلربائی می کند زیرا بواسطه حجاب ، نگاه افراد نامحرم و ھرزه به اعماق نفس و روان زن نفوذ میکند و

در آنجا منزل می گزیند و نفس زن را تسخیر می کند و او را روسپی صفت می نماید . درحالیکه نگاه صرف

به اندام بسیار سطحی تر و پاک شونده تر است . حال بھتر می توانیم علّت مفاسد اخلاقی و روسپی

گری پنھان را در جامعه خودمان درک کنیم و لذا علاجش نمائیم بواسطه آیه لا اکراه فی الدین .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 147


برچسب‌ها: حجاب شیک,چادر,عفت,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۸ توسط رضا احدی | نظر(0)

دین داري و معجزه

 

امروزه بسیاری بر این تصورند که دین و ایمان یعنی اعمال خارق العاده و معجزه آسا . این نیز از وراثت

بنی اسراییلی در تاریخ است که اصولاً پیامبر بی معجزه را پیامبر نمی دانند به ھمین دلیل امروزه اعمالی

مثل فال گیری و رمالی و جنگیری و احضار روح و ھیپنوتیزم و انرژی درمانی و... به حساب دین و دینداری

می آید و عاملان این فوت و فن ھا عموماً دعوی پیامبری دارند . بقول خواجه عبدالله انصاری : اگر بر آب

روی خسی باشی اگر در ھوا پری مگسی باشی رو دلی بدست آر تا کسی باشی .

از بس که حضرت موسی و ھمچنین ناجی یھود یعنی حضرت مسیح برای کفر و انکار و شقاوت قومش

معجزه نازل کرد تا ایمان آورند این قوم پنداشتند که دین و ھدایت یعنی معجزه گری و جادو گری و این

سنت کافرانه را در سائر مذاھب ھم القاء نمودند . می دانیم که طبق کلام قرآن مؤمنان اولیه در ھر

مذھبی بی کمترین معجزه و کرامتی ایمان آوردند و کسانی که ایمانشان منوط به معجزات بود نھایتاً کافر

شدند . معجزه مربوط به دوران بربریت و جھل بشر بوده است دورانی که ھنوز شعور و ادراکی پدید نیامده

بود تا بواسطه آن جھان ماورای طبیعه را باور کنند . پیامبرانی که در اقوام با شعورتر ظھور کردند گاه اصلاً

ھیچ معجزه فیزیکی نداشتند به مانند بودا .

دین و دینداری جادوگری نیست بلکه خرد و صلح و وفا و عزت و محبت است . پیامبر اسلام بعنوان اکمل

انبیای الھی تنھا پیامبر بدون معجزه مادی در مذاھب ابراھیمی است و لذا نبوت را ھم ختم کرد و عقل را

وحی بدن نامید و معرفت نفس را تنھا راه استمرار دینش قرار داد و لذا افکار جادوگری در دین اسلام کفر و

الحاد است .

کرامتھای معنوی و عرفانی یکی از محصولات طبیعی دینداری در مراحل اخلاص است که آن ھم خیرش

بی ھیچ مزد و منتی به مردمان می رسد . معجزه پرستی ادامه کفر و نفاق است و ربطی به اسلام ندارد

. در قرآن کریم نیز مکرراً ذکر شده است که حتی اگر خداوند و ملائک در مقابل کافران آشکار شوند آن را

توھم و چشم بندی می نامند و بر کفرشان می افزایند . نمایشھای کرامت جویانه آن ھم تحت عنوان

عرفان ھیچ ربطی به اسلام ندارد و ادامه خرافات بنی اسرائیلی و بت پرستی ھندو است . آنکه دین و

ارزشھای معنوی را از منظر این امور می نگرد یک شیّاد در لباس دین است . در مذھب شیعه کرامت و

معجزه ایی برتر از معرفت نفس نیست که موجب انقلاب و تحولات روحانی در مؤمنان می شود که تماماً

تصدیق عقلانیت است . آنکه تحت عنوان دین و عرفان در جستجوی معجزه و کرامت است بویی از دین و

معرفت نبرده است و ھیچ میلی نیز به آن ندارد.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 119


برچسب‌ها: معجزه,احضار روح,هیپنوتیزم,جادوگری,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۵ توسط رضا احدی | نظر(0)


کتاب های توصیه شده توسط استاد به ترتیب زیر:


دانلود- دائرة المعارف عرفانی (6 جلد)


دانلود- آخر الزمان شناسی‌ عرفانی (رساله نجات) 1388 (Theosophy of
Apocalypse
)


دانلود- چه باید کرد (دستور العملی در آداب بهزیستی و هدایت آخر الزمان) 1379


دانلود- در جستجوی عقل-در جستجوی معنا- از آثار منتشر نشده استاد علی اکبر
خانجانی 1394 (The concept of conception


)


دانلود- آخرالزمان خانواده(تمدن بچه ننه) 1394 (The apocalypse of family)


دانلود- فریاد زن (خود شناسی‌ زن آخر الزمان) 1392 (Womanly self-knowledg)


دانلود- ذکر(روش شناسی‌ قرآن در خلق جدید انسان) 1392 (Eternal Now)


دانلود- مبانی عرفان عملی‌ 1392 (Principles of practical Theosophy)


دانلود- راز دهر 1392 (Secret of the time)


دانلود- قیامت نامه(اسرار واژگون سالاری بشر) 1392 (The secrets of human
reversality
)


دانلود- ارض ملکوت و فرج امام زمان(عج) 1394 (Earthy paradise)


دانلود- علم رحمت مطلقه-خلقت رحمانی و خلقت رجمانی 1394 (The absolute
mereifulseience
)


دانلود- اسرار صلوة (فلسفه نیایش) 1387


دانلود- زندگی ماوراء طبیعی من- نظری بر اسفار سبعه زندگانیم-جدید 1393


دانلود کتابهای فوق در یک فایل زیپ
 


برچسب‌ها: زندگینامه,دایزه المعارف,تمدن بچه,اسرار صلات,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۰۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

شرایط توکل


توکل خالصانه به خدا که تنھا قلمرو رابطه ای مستقیم با خدا و تقرب الی الله در عمل است ھنگامی

ممکن است که آدمی در شرایط انتخاب بین حق و باطل قرار گیرد در شرایطی که برای انتخاب حق ھیچ

ضمانت و امنیت جانی ونانی و نامی و عاطفی در نزد خلایق نداشته باشد و از ھمه سو تھدید شود و ھیچ

یاور و بیمه و ضامن ھم درکار نباشد.

اصولاً کسی که دعوی ایمان و اخلاص و خداپرستی دارد ھرچند وقت از جانب خدا دچار چنین امتحان

و انتخابی می شود تا خودش ببیند که براستی آیا خدا را برای خود کافی می داند یا نه.

دین و دعوی ایمان و خداشناسی در یک کلمه چیزی جز اثبات « خدا کافی است » نمی باشد. و چنین

اثباتی ھنگامی محقق می شود که فرد مدعی و امتحان شونده فی الواقع در آن امتحان و انتخابش بناگاه

کل ارکان حیات معیشتی و اجتماعی و عاطفی و حیثیتی و جانی خود را بر لبه نابودی ببیند و ھیچ راه

نجاتی جز از جانب خود خدا نداشته باشد و به خدا اطمینان کند و حق را انتخاب نماید. و اینگونه است که

آدمی ھم خودش را به تمام و کمال می آزماید و ھم خدایش را . و انسان تا در چنین امتحاناتی موفق

نشود ایمان وباورش به خدا و دین و حقیقت شعاری میان تھی است . خدا را فقط می توان در مواقع

نابودی شناخت. و توکل یعنی اطمینان به خدا در چنین شرایطی. توکل قلمرو یافتن ھستی از نیستی

است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی -جلد دوم ص 108


برچسب‌ها: توکل,آزمایش,امتحان,ضمانت,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.