X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۱ توسط رضا احدی | نظر(0)


حکمت جاوید (دیالکتیک)


جاھل نمی بیند خود را مگر انسان عاقل.

کافر نمی بیند خود را مگر انسان مومن.

عاشق نمی بیند خود را مگر انسان فاسق.

شیطان پرست نمی بیند خود را مگر انسان خداپرست.

ریا کار نمی بیند خود را مگر انسان صادق.

ایثارگر نمی بیند خود را مگر انسان خودپرست.

شجاع نمی بیند خود را مگر انسان بزدل.

عادل نمی بیند خود را مگر انسان ظالم.

خوب نمی بیند خود را مگر انسان بد.

زنده نمی بیند خود را مگر انسان مرده.

موجود نمی بیند خود را مگر انسان نابوده.

یک استثناء: فقط خداست که ھمانگونه ھست که ھست.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم


برچسب‌ها: شیطان پرستی,ایثارگر,دیالکتیک,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

 

حکمت جاوید

 

* کفری جز ترس نیست.

* ترسی جز ھراس از نابودی نیست.

* نابودی ھمان قلمرو حضور خداست.

* ایمانی جز درک ھستی در نیستی نمی باشد.

* شجاعت بارزترین نشان ایمان است.

* شجاعت یعنی به استقبال شکست و مرگ رفتن.

* شکست قلمرو بی نیازی ذات است.

* ذات، سلطنت فناست.

* فنا ھمان جاودانگی است.

* جاودانگی محصول ھمزیستی و ھم سرنوشتی با مردان خداست.

* مرد خدا موجودی ورای بود و نبود است.

* بود، نبود است و نبود ھم بود است.

* ترس محصول اندیشه بود و نبود است.

 

حکمت جاوید(ایمان)

 

داروی حسد،ایمان است.

داروی احساس حقارت، ایمان است.

داروی احساس پوچی، ایمان است.

داروی بولھوسی، ایمان است.

داروی ایدز، ایمان است.

داروی بیکاری، ایمان است.

داروی ھرزه گی، ایمان است.

داروی بی نظافتی، ایمان است.

داروی بی عاطفگی، ایمان است.

داروی حماقت، ایمان است.

داروی فقر، ایمان است.

داروی خلافکاری، ایمان است.

داروی بی ھویتی، ایمان است.

داروی بدبختی، ایمان است.

داروی بد شانسی، ایمان است.

داروی مکاره گی، ایمان است.

داروی ورشکستگی، ایمان است.

داروی اعتیاد، ایمان است.

داروی زن ذلیلی، ایمان است.

داروی بی حجابی، ایمان است.

داروی تصادفات، ایمان است.

داروی تورم و گرانی، ایمان است.

داروی بزدلی، ایمان است.

داروی پزشک زده گی، ایمان است.

داروی وسواس، ایمان است.

داروی رسوائی ، ایمان است.

داروی بی اعتقادی، ایمان است.

داروی بی عشقی، ایمان است.

و اما داروی بی ایمانی، دوستی و ھمنشینی و ھمدلی با یک عارف است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " حلد سوم استاد علی اکبر خانجانی


برچسب‌ها: درمان حسد,درمان ایدز,درمان اعتیاد,بدشانسی,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۴۱ توسط رضا احدی | نظر(0)


حکمت جاوید


آنکه دنیا را می طلبد به آن میرسد ولی بدستش نمی آید.

ھیچ چیزی بدست نمی آید ولی به دل می تواند آمد.

آنکه از نژاد رود به نزاد می رسد.

آنکه حق معلم را ادا نمی کند آموزه ھایش به او پشت می کند.

آنکه دوست را می فروشد تا دل دشمن بدست آورد دلش به اسارت دشمن در می آید.

آنکه حقی را ببیند و تصدیق نکند با آن به جنگ می آید و ھلاک می شود.

آنکه پولی را با فروش معنویتی بدست می آورد بواسطه آن پول دیوانه می شود.

آنکه از محبتی بر علیه صاحب محبت استفاده میکند به اسارت دشمنان محبت در می آید.

آنکه به معرفتش عمل نکند احمقی می شود.

آنکه دین را زینت کفر کند به خدمت کافران در می آید.


---------------------------------------

حکمت جاوید


* کفری جز ترس نیست.

* ترسی جز ھراس از نابودی نیست.

* نابودی ھمان قلمرو حضور خداست.

* ایمانی جز درک ھستی در نیستی نمی باشد.

* شجاعت بارزترین نشان ایمان است.

* شجاعت یعنی به استقبال شکست و مرگ رفتن.

* شکست قلمرو بی نیازی ذات است.

* ذات، سلطنت فناست.

* فنا ھمان جاودانگی است.

* جاودانگی محصول ھمزیستی و ھم سرنوشتی با مردان خداست.

* مرد خدا موجودی ورای بود و نبود است.

* بود، نبود است و نبود ھم بود است.

* ترس محصول اندیشه بود و نبود است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: دنیا,پول,نشانه ایمان,ترس از مرگ,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۴۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

تنها دشمن قسم خوردة انسان

و

تنها دوست قسم خوردة انسان

آیا چه امری باعث می شود تا نتوانی به دیگری بگوئی که دوستش داری ؟

آیا چه امری باعث می شود تا نتوانی راست بگوئی ؟

آیا چه امری باعث می شود تا نتوانی از بابت خطایت عذر بخواھی ؟

آیا چه امری باعث می شود تا نتوانی نیازت را بر زبان آوری و عقده کنی و دشمن عالم و آدم بشوی؟

آیا چه امری باعث می شود تا از خطای خود نگذری تا خودت را تغییر دھی ؟

آیا چه امری باعث می شود تا عمداً خودت را بفریبی و دیوانه کنی ؟

آیا چه امری باعث می شود که نتوانی حقایق را بپذیری؟

آیا چه امری باعث می شود که علیرغم عقلت عمل کنی ؟

...............................................................؟

................................................................؟

جز « من » خودت دشمن قسم خورده ای نداری!

و نمی توانی با من خودت از مَنَت بگذری !

ارزش وجودی و سرنوشت ساز یک پیرعرفانی (امام) از اینجاست.

او تنھا دوست قسم خوردۀ توست و تو تنھا دشمن قسم خوردۀ خویشتنی . و او دشمنت را از تو می

ستاند و بجان خودش می اندازد .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: قسم,عقده,تغییر خود,پیر عرفانی,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۷ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید ( چه کسی عشق را نفرت میدارد ؟ )

کسی که عھد و وفا را بندگی می داند .

کسی که توجّه را تجسس می داند .

کسی که رحم را تحقیر می کند.

کسی که انتقاد خصوصی را اھانت می پندارد .

کسی که از خود گذشتگی را مسخره می کند.

کسی که ابراز محبت را سبکسری می خواند.

کسی که اظھار نیاز را بدبختی می داند.

کسی که بجای عذر خواھی ،خود را مسخره می کند.

کسی که ادب و حیا را عقب مانده گی می فھمد .

کسی که خویشتن داری را ریا می نامد .

کسی که علاقه قلبی را در خود سرکوب می کند.

کسی که تجاوز گر را صاحب اقتدار می داند .

کسی که از گفتن و شنیدن « دوستت دارم » وحشت دارد.

کسی که خصم جاودانگی است .

کسی که دشمن خداست .

کسی که صبر و عفو و گذشت را حقارت می داند.

کسی که ساده گی و صمیمیت را حماقت می خواند .

کسی که اعتماد را بلاھت می پندارد.

کسی که بواسطه تبھکاریھایش نمی تواند حتّی ذره ای خود را دوست بدارد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم


برچسب‌ها: عشق و نفرت,تجسس,ابراز محبت,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید ( عشق)


عشق عبارت است از نزول آسمان بر زمین ، تجلّی ماورای طبیعت در طبیعت و نور لطف پروردگار و ھدایت

حق که از دل عاشق وجود معشوق را مخاطب قرار می دھد . پس وای بر عاشقی که خودش را مالک

این عشق بداند و لذا بر معشوق منّت نھد و عشق را به تجارت گذارد و ھزاران دریغ بر معشوق که این

عشق را انکار نموده و یا بواسطه آن قصد سلطه بر عاشق را داشته باشد و از اطاعت عاشق سرپیچی

نماید . معشوقی که از اطاعت امر عاشقش سرپیچی کند از امر و ھدایت و غایت لطف خداوند سرپیچی

نموده است و بزرگترین ظلم ممکن را بخودش روا داشته و به جنّت زمین پشت نموده است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: عشق,عاشقی,تجلی,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۵ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید (خداشناسی)

خداوند ،ھستی موجودات است و نیستی آنھا : ھستی نِیستی و نیستی ھِستی ، ھستیِ

ھستی و نیستی نِیستی .

خداوند تنھا موجودی است که ھمه او را می شناسند .

خداوند آنگاه شدیدتر حضور دارد که ما در خود حضور داریم .

ھرگاه که بخود می آئیم خدا را می یابیم .

خداوند ھمان خود – آئی است .

آنگاه که بیخود ھستیم خداوند مراقب ماست ولی آنگاه که بخود میآئیم ما مراقب او ھستیم .

آنگاه که کاری را برای خدا انجام می دھیم او مشغول انجام کاری ویژه برای ماست .

آنچه را که ھر کسی خدای خود می نامد ھمان تنھائی اوست .

خداوند بر جمعیت است ولی در فردیت .

ھر که خدا را ببیند نگاھش بر او مات می شود یعنی می میرد .

خدا به سراغ ھر که برود ھمه از او می گریزند .

ھر که به سراغ خدا برود ھمه مردمان او را محاصره می کنند .

خداوند عدم ماست و ما وجود او ھستیم و بدینگونه خلیفه یکدیگریم .

خداوند در آن واحد فقط در یک نفر است و آن ھم امام اوست .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: خداشناسی,مردن,تنهایی,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۵ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید( ترین ها )

ترسوترین آدمھا درپشت سر دلیرترین انسانھا راه می روند .

کافرترین آدمھا را در اطراف مؤمن ترین انسانھا می یابیم .

شقی ترین آدمھا در خانه مھربانترین انسانھا زیست می کنند.

ابله ترین آدمھا را مرید خردمندترین انسانھا می یابیم .

ناپاکترین آدمھا محبوب پاکترین انسانھا می شوند .

ریاکارترین آدمھا دم از دوستی با صادقترین انسانھا می زنند .

بدترین آدمھا در رابطه با خوبترین انسانھا پدید می آیند .

نتیجه : و لذا خوبان ھمواره تنھا و بد نام ھستند . خوبان برای نجات بدان آمده اند .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: پاکی,محبوبیت,ترس,خوبی,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۷ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید (زن)

 

زن با محبّت می آید و با تازیانه می ماند .

زنی که عاشق باشد عصمت را درک می کند و لاغیر .

زنی که عاشق نباشد دینش یا ریائی است و یا خرافی .

مقام عشق برای زن محصول اطاعتش از عاشق خویش است .

زنی که ھمسرنوشت ھمسر خود نباشد مادر فرزندان خود ھم نیست .

زنی که عاشق نباشد عقلش ھمان مکر اوست .

زنی که برای شوھرش ناز کند برای سائر مردان عشوه می کند .

آنچه که زن شوھردار را به زنا می کشاند انتقامجوئی از شوھر است .

زنی که عصمت داشته باشد ھمواره نگران آن است .

زنی که شوھرش را تھدید به خیانت کند حتماً خیانت می کند .

اشتغال بیرونی زن ھرگز انگیزۀ اقتصادی ندارد .

زن فقط بواسطه تمکین جنسی قدرت پذیرش ولایت زناشوئی می یابد .

دین زن سه رکن دارد : حجاب ، اطاعت و قناعت .

برابری زن و مرد از منظر زنان چیزی جز آزادی جنسی نیست .

زن ھرگز علاقه ای به علم ندارد الا بعنوان حربه ای بر علیه مرد .

زنی که از تنھائی نمی ھراسد از زنا ابائی ندارد .

طلاق گرفتن زن یا برای حفظ عصمت است یا امکان فسق.

زنی که حیا ندارد وفا ھم ندارد .

ازدواج زن کافر پشتوانه فسق اوست .

زنای زن ، معلول استفادۀ ابزاری از پائین تنه است .

زن کافر زنی است که از زن بودن خود بیزار است .

زنی که از زنانیت خود بیزار است زنائی می شود .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: خصوصیات زن,ناز,عشوه,زنا,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ - ۱۴:۵۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید ( حیرت )

 

حیرتا از آدمی که خود را باور ندارد و متحیِّر است از اینکه چرا کسی باورش ندارد .

حیرتا از آدمی که بخود رحم نمی کند و متحیّر است از اینکه چرا کسی به او رحم نمی کند .

حیرتا از آدمی که خود را دوست نمی دارد و متحیر است از اینکه چرا کسی دوستش نمی

دارد .

حیرتا از آدمی که خود را نمی فھمد و متحیر است از اینکه چرا کسی او را فھم نمی کند .

حیرتا از آدمی که با خود صادق نیست و متحیر است از اینکه چرا کسی با او صادق نیست .

حیرتا از آدمی که بخود حرمت نمی نھد و متحیر است از اینکه چرا کسی حرمتش نمی نھد.

حیرتا از آدمی که بھمه دروغ می گوید و ھمه را دعوت به صدق می کند .

حیرتا از آدمی که به دوست خود دشمنی می کند و با دشمنانش دوستی می کند .

حیرتا از آدمی که به فردا شکی ندارد ولی به زندگی بعد از مرگ شک دارد .

حیرتا از آدمی که خدای نادیده را می شناسد ولی خودشرا نمی شناسد .

حیرتا از آدمی که از ریا کردن خسته نمی شود و لحظه ای نمی خواھد خودش باشد .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: حکمت,رحم,دوست داشتن,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.