X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۵ توسط رضا احدی | نظر(0)
معماي « حریم شخصی » در کشور ما

رعایت حریم شخصی افراد بشری یکی از ارکان درجه اول شریعت انبیای الھی بوده که در اسلام به کمال
رسیده است و بخش عمده ای از احکام دین و اخلاق را بخود اختصاص داده است. ولی متأسفانه جامعه
اسلامی ما به دلایل انقلابی بودنش و دشمنان داخلی انقلاب، مجبور به لغو و زیر پانھادن بسیاری از این
حدود الھی شد. ولی با اینکه حدود سی سال از انقلاب ما می گذرد و دیگر بسیاری از آن خطرات وجود
ندارند ولی آن سیاستھا ھنوز ادامه دارند و این در فرھنگ قرآنی دقیقاً بمعنای « فسق » است که
بواسطه خود دولت اسلامی اجرا می شود. در دولت آقای خاتمی لایحه ای در جھت لغو بسیاری از این
تجاوزات به حریم خصوصی افراد و خانواده ھا تسلیم مجلس شد که تا به امروز راکد و مسکوت مانده
است. امروزه به بھانه مبارزه با مواد مخدر ھیچکس در جامعه امنیت ناموسی ندارد.
در اتوموبیل ھا، ایستگاه قطار و فرودگاھھا و در مسیر جاده ھا و گاه در خیابانھا و حتی در خانه ھا ، این
امنیت و حدود الھی زیر پا نھاده می شود به بھانه حفظ امنیت عمومی. این بی قانونی و فسق آشکار
حکومتی موجب شده که بسیاری از افراد تبھکار و ھرزه در لباس مجری قانون و امنیت مفاسد عظیمی
پدید آورده اند که در طی این سالھا شاھدش بوده ایم . آیا اصلاً قرار ھست که زمانی به قانون و احکام
دین برای ھمه عمل شود؟ این امر زمینه بسیاری از سوء استفاده ھای مالی و غارت بیت المال نیز می
باشد که بنام اسلام و نظام صورت می گیرد. اگر اقدام آقای بوش جھت اطلاعاتی کردن جامعه آمریکا
بھانه مبارزه با تروریزم قابل توجیه نیست پس وای به حال ما که دعوی مسلمانی و اخلاقی و عفت و
شریعت داریم. آیا براستی می توان از طریق فسق با فسق مبارزه کرد؟ از طریق ایجاد ناامنی با ناامنی
مبارزه کرد؟
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 158

برچسب‌ها: حریم خصوصی,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۲ توسط رضا احدی | نظر(0)
معماي « حریم شخصی » در کشور ما

رعایت حریم شخصی افراد بشری یکی از ارکان درجه اول شریعت انبیای الھی بوده که در اسلام به کمال
رسیده است و بخش عمده ای از احکام دین و اخلاق را بخود اختصاص داده است. ولی متأسفانه جامعه
اسلامی ما به دلایل انقلابی بودنش و دشمنان داخلی انقلاب، مجبور به لغو و زیر پانھادن بسیاری از این
حدود الھی شد. ولی با اینکه حدود سی سال از انقلاب ما می گذرد و دیگر بسیاری از آن خطرات وجود
ندارند ولی آن سیاستھا ھنوز ادامه دارند و این در فرھنگ قرآنی دقیقاً بمعنای « فسق » است که
بواسطه خود دولت اسلامی اجرا می شود. در دولت آقای خاتمی لایحه ای در جھت لغو بسیاری از این
تجاوزات به حریم خصوصی افراد و خانواده ھا تسلیم مجلس شد که تا به امروز راکد و مسکوت مانده
است. امروزه به بھانه مبارزه با مواد مخدر ھیچکس در جامعه امنیت ناموسی ندارد.
در اتوموبیل ھا، ایستگاه قطار و فرودگاھھا و در مسیر جاده ھا و گاه در خیابانھا و حتی در خانه ھا ، این
امنیت و حدود الھی زیر پا نھاده می شود به بھانه حفظ امنیت عمومی. این بی قانونی و فسق آشکار
حکومتی موجب شده که بسیاری از افراد تبھکار و ھرزه در لباس مجری قانون و امنیت مفاسد عظیمی
پدید آورده اند که در طی این سالھا شاھدش بوده ایم . آیا اصلاً قرار ھست که زمانی به قانون و احکام
دین برای ھمه عمل شود؟ این امر زمینه بسیاری از سوء استفاده ھای مالی و غارت بیت المال نیز می
باشد که بنام اسلام و نظام صورت می گیرد. اگر اقدام آقای بوش جھت اطلاعاتی کردن جامعه آمریکا
بھانه مبارزه با تروریزم قابل توجیه نیست پس وای به حال ما که دعوی مسلمانی و اخلاقی و عفت و
شریعت داریم. آیا براستی می توان از طریق فسق با فسق مبارزه کرد؟ از طریق ایجاد ناامنی با ناامنی
مبارزه کرد؟
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 158

برچسب‌ها: حریم خصوصی,غارت بیت المال,امنیت عمومی,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

دین و دنیا

آدمی برای گذران یک حیات جانوری ھیچ نیازی به دین و معرفت ندارد وخداوند رزقش را میدھد ھمانطور

که رزق ھمه حیوانات را بی ھیچ زحمت و تعھدی می دھد وھیچ مؤاخذه ای ھم از آنان نمی کند . برای

زیستن در عیّاشی کردن ھیچ نیازی به معنویّت نیست . و این از حماقت بشر است که از دین و معنویّت

بخدمت دنیایش بھره میگیرد زیرا نه تنھا خدمتی رخ نمیدھد بلکه ھمان حیات جانوری مختل میشود.

دین اگر برای رضای خدا و معرفت ھم در خدمت اشاعه حقّ نباشد استفاده از این دو بزرگترین حماقت

بشر است و منجربه جنون و جھنّم می شود . کسی که روی به دین و معرفت می کند تا ریاست بیشتری

یابد بغایت رسوائی وخفّت دچار می شود . کسی که دین را وسیله ای برای سیاست می کند براستی

احمق است . کسی که در رویکردش به دین و معرفت کل دنیایش را در بست بخدمت معنویت در نیاورد

خسر الدنیا و آخرت می شود و نسبت به دین و معرفت و مؤمنانش به عداوت و کینه ای مالیخولیائی می

رسد و در این عداوت به جنون می رسد و خود را ھلاک می سازد.

دین و معرفت خطرناکترین ابزاری ھستند که بخدمت امیال دنیوی بشر قرار می گیرند . زیرا معنویت جنبه

ماندگاری و بقای ابدی انسان است پس نمی تواند وسیله ای در خدمت حیات دو روزه و ناپایدار دنیوی

باشد . آنچه که موقتی است باید در خدمت جاودانگی قرار گیرد و نه بالعکس.

آدمی باید لباسش را به اندازه ھیکل خود بدوزد نه اینکه ھیکل خود را به اندازه لباس در آورد.

وسوسه شدن برای استفاده ابزاری از دین و معرفت و خدا، خود یکی از عذابھای بزرگ و بلکه بزرگترین

عذاب حاصل از افراط در دنیا پرستی کافرانه است . اینگونه است که مثلاً بناگاه یک خان یا سرمایه دار

و جنرال ارتش را در لباس درویش و عرفان می بینیم . این سر آغاز یک رسوائی عظیم است . بیائیم درس

عبرت بگیریم و دیگر خدا و مقدسات را بازی ھوس نگیریم.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 69


برچسب‌ها: رابطه دین و دنیا,رزق و روزی,معنویت,مقدسات,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۰ توسط رضا احدی | نظر(0)

شیطان شناسی

(1)

بسیاری از ما می پنداریم که شیطان و وسوسه ھایش وحشتناک و غول آسا و سخیف و زننده است .

گویی شیطان چون لولو خرخره می باشد . در حالی که توصیف قرآن دربارۀ شیطان اتفاقاً بر عکس پندار

ماست و می فرماید که شیطان امیال و اعمالتان را برایتان زیبا و لطیف می سازد و شما را به آن مغرور

می کند و اتفاقاً شما را از فقر و نداری به وحشت می اندازد و بدین گونه در شما رخنه می کند . بقول

قرآن تنھا کالای شیطان برای انسان ھمان غرور است . و آدمی فقط از طریق زیبا سازی افکار و اعمال

زشت خود مغرور می شود . بنابر این واضح است که قدرت توجیه گری ما دربارۀ اعمال نادرست ھمان

حضور شیطان است .

شیطان در قلمرو منطق و ذھنیت ما از درب مفاھیمی چون عشق ، خدا ، سعادت ، پیشرفت ، علم ،

افتخار ، خدمت و قداستھا وارد می شود و بدینگونه است که میتواند فسق را عاشقانه سازد و خیانت را

لباس خدمت بپوشاند و بخل را تعبیر به غیرت نماید و.... پس یادمان باشد که رد پای شیطان رادر خود

شیفتگی ھا و افتخارات و قداستھا و عظمتھای خود بشناسیم و نه در حقارت ھا و بدبختیھا .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 60


برچسب‌ها: وسوسه شیطان,شیطان پرستی,فقر,ترس از مرگ,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

تناقض شیکی و حجاب

 

حجاب اگر به انگیزه عفت و عصمت است در یک کلام بمعنای جلب نظر نکردن به عمد است بواسطه لباس

،رفتار یا گفتار و روشھای زیستن . امروزه بسیاری معتقدند و حتّی در رسانه ھای ملی ما تبلیغ می کنند

که شیک بودن ھیچ تناقضی با حجاب ندارد. پس بھتر است شیک بودن را تعریف کنیم . شیک بودن

بمعنای جالب و جذاب و تحریک کننده بودن مسلماً ھر چه باشد در تضاد با امر حجاب و عفّت است . حال

اگر بواسطه چادر و نقاب ھم درجائی جلب نظر شود این ھمان حجاب ضد حجاب است و یک نفاق

آشکار است و شبھه ای از مذھب ضد مذھب می باشد . بنابراین اگر منظور از حجاب ھمانا جلب نظر

نکردن نامحرمان باشد ھیچ قانونی قادر به محجبه نمودن و با عفت ساختن فرد یا جامعه ای نیست . پس

بھتر است که معنا و فرھنگ و انگیزه ھای حجاب و عفّت را توسعه و تعمیق دھیم و اینقدر کلیشه ای و

فرمالیستی عمل نکنیم . زیرا در یک جامعه مذھبی ھیچ زنی خطرناکتر از زن فاسد محجّبه نیست زیرا ھم

فتنه اش وسیعتر و نامرئی تر است و ھم دین خدا را بد نام می کند و ھم نفاق را اشاعه می دھد .

حجاب شیک بدتر از بی حجابی است . زن با حجاب زنی است که از جلو مرد ھرزه ای عبور کند بی آنکه

نظرش را بسوی خود بکشد چه با چادر و چه بی چادر .

آنکه بواسطه حجابش جلب نظر نامحرمان می کند بسیار مخربتر است تا آنکه صرفاً بواسطه اندامھایش

دلربائی می کند زیرا بواسطه حجاب ، نگاه افراد نامحرم و ھرزه به اعماق نفس و روان زن نفوذ میکند و

در آنجا منزل می گزیند و نفس زن را تسخیر می کند و او را روسپی صفت می نماید . درحالیکه نگاه صرف

به اندام بسیار سطحی تر و پاک شونده تر است . حال بھتر می توانیم علّت مفاسد اخلاقی و روسپی

گری پنھان را در جامعه خودمان درک کنیم و لذا علاجش نمائیم بواسطه آیه لا اکراه فی الدین .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 147


برچسب‌ها: حجاب شیک,نگاه به نامحرم,جلب نظر,چادر,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۴ توسط رضا احدی | نظر(0)


سید حسنی کیست؟

در روایت شیعه آمده است که قبل ازظھور جھانی امام زمان (ع)یک سید حسنی ظھور می کند که

امامتش بر مردم ھمچون امامت امام حسن (ع) مظھر رحمت و صلح و شفاعت برای ھمه خلایق اعم
از کافر و موٌمن است و دارای ھدایتی تماما رحمانی است و وجودش برای مردم سراسر رحمت و شفاعت بی
قید و شرط می باشد ولی مردمان با او ھمان می کنند که با امام حسن (ع)شد که درغایت تنھائی و بی
کسی بدست ھمسر جاه طلب و قسی القلب خود شھید می شود . و آنگاه امام زمان در سیمای حسینی
یعنی قھارانه ظھور می کند و ھمه کفّار و اشقیاء و تبھکاران را از دم تیغ می گذراند وھیچ شفاعتی پذیرفته
نمی شود و درحقیقت به مثابه تیغ انتقام حق آن امام حسنی است .
این نکته نیز قابل ذکر می باشد که امام حسین (ع)در میان ائمه اطھار بیشترین یاران و مریدان مخلص را
داشت که در واقعه کربلا به حدود ھفتاد تن رسیدند با اینکه امامی بسیار سخت گیر و قھار بود و درامر دین
به کمتر از اخلاص راضی نمی شد در حالیکه امام حسن مھربانترین و رحمانی ترین و سھل گیر ترین امامان
و نیز بیکس ترین آنھا بود . از این مقایسه حقیقتی بس حیرت آور و غیر منطقی حاصل می آید . این بدان
معناست که تساھل و تسامح در دین ھیچ خیری بحا ل سرنوشت مردم ندارد ولی بایستی این حجّت
آشکار و تمام شود تا ظھور حسینی متجلّی و محق آید . این بدان معناست که مردمان ھمواره از رحمت
حق سوء استفاده کرده و بر کفرشان می افزایند یعنی مردم ذاتاً طالب قھاریت حق ھستند و آنرا میستایند
و این شقاوت و کفر آنھاست .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 212


برچسب‌ها: سید حسنی,آخرالزمان,قتل بدست همسر,ظهور امام زمان,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۹ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

زناشوئی آخرالزمان

در طی ھزاران سال نظام خانواده و زناشوئی بر حاکمیت ولایت مرد و یا به زبانی بر مردسالاری طی شد

که این دوران را می توان عرصه سنّت نامید . و اما در عصر مدرنیزم که قلمرو ظھور باطن انسانھا و

آشکاری مخفیگاه روابط است اوضاع به روند دیگری افتاده است. در گذر انتقال از سنّت به مدرنیّته

ایدئولوژی برابری زن و مرد حاکم شد که عمری نسبتاً کوتاه و کمابیش شیرین و عاشقانه ای داشت و

گویا اینک بر آستان پُست مدرنیزم و آغاز ھزاره سوم میلادی دیگر عمر مفید برابریھا در ھمه امور بسر

آمده و نوبت حاکمّیت زن و زن سالاری می باشد. این زن سالاری به لحاظ باطنی ھمان ماھیّت عرصه

سنّت است زیرا در آن دوران حاکمیّت خانواده بصورت ظواھر امور در اراده مرد بود ولی باطناً اراده زن بود

که به دست مرد اجرا می شد. اینک این حاکمیّت پنھان در حال آشکار شدن است و ظاھر و باطن این

رابطه یکی می شود. ھمانطور که امروزه شاھد بر سر کار آمدن زنان سیاستمدار در سراسر جھان

ھستیم حال آنکه در دوران سنّت در پس پرده سیاست ھا، پنھان بودند و اینک آشکار می شوند .

اگر بخواھیم از منظر تاریخی بنگریم بایستی زن سالاری جدید را یک جبر تاریخی بدانیم ولی از منظر

عدالت یک واقعه کاملاً منصفانه است که روی می دھد. ھزاران سال امور جھان بدست و اراده آشکار

مردان بود و اینک نوبت زنان است تا چه کنند. این ھمان فلسفه فمینیزم (مکتب اصالت زن ) است که

جھانگیر می شود و ھیچ چیز مانع وقوع این حق نیست و بلکه بیش از زنان خود مردانند که به لحاظ

تاریخی در حال بازنشسته شدن ھستند و مایلند که اراده امور را به دست زن بسپارند ھمانطور که در

اواخر عمر ھر زناشوئی ، زن سالاری رخ می دھد در اواخر عمر تاریخی بشر (آخرالزمان ) ھم شاھد زن

سالاری ھستیم . بھرحال نظام جھانی مردان به پدیدۀ امپریالیزم و تکنولوژیزم انجامید که آستانه نابودی

بشریّت است . حال ببینیم که زنان چه دسته گلی به آب می دھند. بھرحال فمینیزم در مراحل کودکی اش

چیزی جز مکتب اصالت سقط جنین و ھمجنسگرائی زنان و نابودی نسل بشر ارمغانی دگر نداشته است

مگر اینکه در مراحل رشد بلوغش عاقلتر شود . امیداوریم که چنین شود شما ھم بھتر است امیداور

باشید چون چاره ای جز این نداریم .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 10


برچسب‌ها: زناشوئی آخرالزمان,زن سالاری,فمنیزم,فروپاشی خانواده,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۵ توسط رضا احدی | نظر(0)

تعریف «آخرالزمان »

آخرالزمان مرحله و وضعیتی از تاریخ بشر است که در ھمه مذاھب بزرگ جھان ازقبیل ھندوئیزم،زرتشت

،یھود،مسیحیت و اسلام ازآن سخن رفته ودرباره اش پیشگوئی ھا شده است.

ھمانطور که واژۀ « آخرالزمان » بما خاطر نشان میکند سخن ازپایان تاریخ و ترمینال و بارانداز ھمه تمدنھا و

فرھنگھای بشری می باشد. ولی این پایان یا ترمینال بسیار فراتر و اساسی تر از مسئله بشریت می

باشد و بلکه وضعیتی در ذات طبیعت و کائنات است که جوامع بشری را ھم شامل می شود که نھان و

ذات پدیده ھا به عرصه ظھور و بروز نھائی می رسد. و بدین لحاظ مترادف با « قیامت » پنجاه ھزار ساله

است که در قرآن ذکرش رفته است .

بنظر ما طبق معارف قرآنی و احادیث اسلامی این روز پنجاه ھزار ساله با ظھور اسلام محمدی(ص) و ختم

تبوت آغاز شده است و لذا ما حدود چھارده قرن است که در آخرالزمان قرار داریم و به ھمین دلیل ھم

اسلام دین آخرالزمان نامیده شده و پیامبر اسلام ھم پیامبر آخرالزمان خوانده شده است. و در این دوران

طبق دھھا حدیث از رسول و ائمه اطھار حقایق دین و راه ھدایت و رستگاری جز از طریق خود شناسی

ممکن نیست یعنی بواسطه عرفان. و رسول اکرم(ص) نیز بوضوح می فرماید که: « زین پس فقط رھروان

معرفت نفس قادرند که به حقایق دین من نائل آیند ...». این ھمان راز ولایت وجودی و حق امام و درستی

مکتب عرفان اسلامی است که در رابطه مراد و مرید تبیین شده و ماندگارترین بخش معرفت دینی ما را

پدید آورده است .

در احادیث اسلامی به زبان رسول اکرم(ص) مکرراً بیان شده است که علی(ع) بانی و پرچم دار و سلطان

قیامت آخرالزمان است و به ھمین دلیل نور ھدایت عرفان اسلامی قلمداد شده است و ھمو نابترین

سخنان را درباره خودشناسی عرضه نموده که اصول عرفان اسلامی محسوب می شوند و از آن جمله

است:« ھرکه خود را نشناخت نابود شد » و نیز این سخن معروف آن حضرت که دال بر آغاز قیامت

آخرالزمان است:« ھشدار که رشته ھای بقای دنیا بریده شد... ».

طبق معارف قرآنی قیامت ھمان عرصه رویارویی با پروردگار است و قلمرو ظھور و تعیَن عالم غیب می

باشد و در این دوران نھان ھر کسی آشکار می شود و لذا عرصه توبه بزرگ و تاریخی کل بشریت است.

طبق ھمین معارف در می یابیم که قیامت عرصه تفرید و تجرید نفس یعنی تنھائی فزاینده انسانھاست و

در آن دوران جز خدا ھیچ یاور و پناھی نیست و جز خداشناسی ھیچ راه نجاتی نیست و آن بواسطه خود

شناسی در رابطه با یک پیر فرزانه است که به مثابۀ امامی زنده می باشد . و لذا دھھا سخن در احادیث

شیعی وجود دارد که انسان بدون امام را کافر و گمراه می خواند که منظور امام زنده است بعنوان پیرو

مراد عرفانی.

به لحاظ تاریخی دورۀ آخرالزمان ھمان قوس صعود و عرصه رجعت بسوی خداست که در ذات ھستی رخ

میدھد و مصداق انا الیه راجعون می باشد و این رجعتی ذاتی و جبری در انسان نیز می باشد. یعنی دورۀ

شش ھزار ساله از ھبوط آدم تا خاتم (حضرت محمدص) ھمان دروۀ نزول است که با ختم نبوت به کمال

رسیده و زان پس دورۀ صعود و رجعت ھستی بسوی پروردگار است که اینک در آن واقع شده ایم که

ھمان دورۀ امامت است . دورۀ نزول ھمان دورۀ پرستش خدای آسمان است که خبرش بواسطه انبیای

الھی به بشر رسیده است و در دورۀ صعود که نبوت ختم شده است عصر امامت به معنای خدای خودی

است که بواسطه خود شناسی در رابطه با امام ممکن می شود. آن دورۀ خبر (نبوت) بود و اینک دورۀ

« اثر » است و گوئی که خداوند از آسمان به زمین آمده است و لذا نیازی به رسولان نیست. این ھمان

قیامت به معنای قلمرو لقاءالله است. در این دوران عقل و معرفت نفس به جای وحی و نبوت قرار گرفته

است.

در بسیاری از آیات قرآنی نشانه ھای این دوران پیشگوئی شده است ھمچون : پاره شده آسمان و

باریدن تشعشعات مرگبار از آسمان (مصداق پاره شدن لایه اوزون )، سر ریز شدن آب دریاھا (سونامی

ھا) ، زلزله ھای مستمر ، خسو ف و کسوفھای پی درپی و اختلالات عظیمی در قوانین طبیعت.

ودر قران کریم آمده است که دوزخ آشکار می شود که در حدیثی از رسول اکرم نیز آمده است که ماده

اصلی دوزخ و غذای اھل دوزخ ماده ای بنام « نفط » است که امروزه شاھدیم که جھان ما جھان حاکمیت

نفت می باشد و منبع بقای بشر آخرالزمان است .

در صدھا سخن از حضرت رسول (ص) و علی (ع) و سائر ائمه اطھار نشانه ھائی دگر از وضعیت جوامع

بشری پیشگویی شده است که امروزه شاھدش می باشیم ھمچون :معابد به کاخھا تبدیل می شوند و

جز منافقان در آن رفت و آمد نمی کنند....مردان زن نما می شوند و زنان مردوار می گردند، فسق و فجور

افتخار می شود ...والدین فرزندان خود را به قتل میرسانند .... خود کشیھای دسته جمعی رخ مینماید

.... صادقان و خردمندان را ابله می خوانند و ریاکاران و تبھکاران را خردمند مینامند ...و در آن دوران ھمه

غذاھا زھرآگین و مسموم و کشنده می شوند و ھمه شھرھا در دود غرق است و پرندگان آھنین و

آتشخوار حکم میرانند (موشکھا و ماھواره ھا ) این دوران طبق ھمین احادیث عرصه ظھور دجال ھاست

که ھمه مردمان را می فریبند و نشانه ھایی از این دجالھا و خر دجال بیان شده که اکثریت آنھا در ماھیت

تکنولوژی جدید عیان شده است. و نیز سخن بر سر جنگھای جھانی است که امکان زندگی درشھرھا را نا

ممکن می سازد و مؤمنان به کوھستانھا و ارتفاعات پناه می برند .

این نشانه ھا در سائر کتب و روایات دین یھود و نصاری فراوان است و ذکر ھمه این نشانه ھا جمعاً بیانگر

این واقعیت است که ما در عرصه آخرالزمان و قیامت پنجاه ھزار ساله قرار داریم.

پس جھان مدرن جھان آخرالزمان است و بدون درک و تصدیق این واقعیت جھانی فھم ھیچ واقعیتی و لذا

حل ھیچ مشکلی ھم ممکن نیست .

 

از " کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 7


برچسب‌ها: آخرالزمان,پیشگوئی,پایان جهان,ظهور,خودشناسی,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۴ توسط رضا احدی | نظر(0)

مرضی بنام همجنس گرائی

عصر مدرنیزم به لحاظی عصر نھضت جھانی ھمجنسگرایان است و بدین لحاظ به مثابۀ رجعت

جھانی قوم لوط می باشد و عصر لوطیزم یا لاطیزم است زیرا فرھنگ حاکم بر این جماعت ھمانا

لوطی گری و لاطی است . و می دانیم که جماعت لاط و لوطی بیش از ھر امری معروف به لاابالیگری

و عدم تعھد به امور اخلاقی و اجتماعی ھستند . و در عوض دعوی عشق و عاشقی و خدمت بی

شائبه به دیگران را دارند البته خدمات فسق و فجوری و عشرتکده ای و میخانه ای و پا منقلی. و این

نیز دیگر از نشانه ھای آخرالزمان و پایان تاریخ به عنوان عرصه انقراض نسل بشر می باشد . تکّبر و

خود پرستی تا سر حد انکار ھر تعھدی حتّی در قبال نیاز جنسی و ازدواج منشأ اصلی بروز مرض یا

عذابی بنام ھمجنسگرائی است که در مردان تحت عنوان عشق گرائی و تخدیر گرائی وگاه درویش

گرائی و در زنان مدرن تحت عنوان فمینیزم خودنمائی می کند : مکتب اصالت مردانگی و نرینه گی و

اصالت مادینه گی ! و این یک زندگی انگلی و کرم صفتی است چرا که انگل و کرم کدو بطور ژنتیکی در

آن واحد در خودش حامل نرینه گی و مادینه گی است و لذا جانوری خود –گاه می باشد . ولی در

انسان این مرض ژنتیکی نیست بلکه فرھنگی و اخلاقی می باشد و توجیه ژنتیکی و روانی این مرض

یک فریب بزرگ می باشد . این مرض دشمن تعھد و وفا و مسئولیت است و لذا یکمرض کاملاً کافرانه

و فاسقانه می باشد و مبتلایانش در جرگه معذبترین افراد بشری می باشند و جز با توبه از کفر و

فساد اخلاقی علاجی ندارند .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 170


برچسب‌ها: همجنس گرائی,فمنیزم,لوطی گری,آخرالزمان,نیاز جنسی,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۵ توسط رضا احدی | نظر(0)

یک ادعاي زنان

(علت فحشاي زن شوهر دار)

ھمۀ زنان مدعی ھستند که شوھرشان موجب فحشاء و فساد اخلاقی آنھا می شوند . این ادعا ھم
درست است و ھم نادرست . درستی این ادعا بدان جھت است که زن میخواھد که شوھرش او را
ھمچون خدا بپرستد و مرید ھوسھای او باشد . در اینجا دو حالت پیش می آید : یا مرد این ارادۀ زن را
تحقق می بخشد که در این صورت نھایتاً بصورت جاکش و دلال زنای زن خود می شود که طبعاً او را
به سمت فحشاء کشانیده است . و یا اینکه تسلیم ارادۀ زن نمی شود و در عین حال او را تحت
نصیحت و ولایت خردمندانه خود ھم قرار نمی دھد و زن ھم از او اطاعت نمی کند و تمکین جنسی
ھم نمی نماید و مرد از خانه فراری شده و چه بسا بسوی ھرزه گی میرود و زن ھم برای انتقام از
او و نیز به قصد اینکه بلاخره مرد دیگری را پرستنده و مرید خود سازد به زنا مبتلا می شود . پس می
بینیم که بر حسب ظاھر در این ھر دو حالت مرد باعث فحشای زن است .
فقط مردانی که زن خود را به قدرت ایمان و عقل خود تحت ولایت خود در می آورند مانع فساد اخلاقی
زن می شوند . و در این صورت اگر زن تسلیم نشد و طغیان نمود او را طلاق میدھند که از این طریق
نیز او را از ابتلای به خیانت و زنا باز می دارند . پس مردی که نه قدرت ولایت بر زنش را دارد و نه
شھامت و صداقت طلاق را دارد مسلماً زن را بسوی فحشاء سوق می دھد.
در اینجا یک سوال دینی و معرفتی قابل طرح است و آن اینکه آیا خداوند در آخرت زن را مسئول
سرنوشت خود قرار نخواھد داد و فقط شوھرش را مؤاخذه خواھد کرد ؟ پاسخ به این سوال از لحاظ
معرفت دینی کاملاً منفی است . و اما از لحاظ عقلانی و بخصوص ادعاھای آزادی خواھانه و استقلال
طلبانۀ زن مدرن ھم زن حق ندارد که مرد را مسئول سرنوشت خود قرار دھد . اینکه زن به لحاظ
سرنوشت بازیچۀ شوھر خود می شود عذاب کفر اوست که نمی خواھد به حقوق و وظایف عقلی و
دینی خود تن در دھد و لذا نیاز جنسی مرد را حربه ایی می سازد تا او را بردۀ خود نماید و ھمین امر

او را به سمت فحشاء می کشاند . پس او خود باعث فاحشگی خود می شود .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 27


برچسب‌ها: فحشای زن شوهردار,طلاق,آزادی زن,نیاز جنسی,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.