X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

عشق یعنی چه؟

عشق طبق تعریف که در قلمرو عمل فقط با ایثارمعین می شود چیزی جز عشق خوبی به بدی نیست .

که ازلیت این عشق منجر به خلقت عالم و آدم شد که عشق وجود به عدم بوده است.

عشق خوبی به خوبی ، دیگر عشق نیست بلکه عدالت و انصاف و تجارت است . و بقول حضرت

مسیح(ع) ، دوست داشتن دشمنان، محبت است و دوست داشتن دوستان را ھنری نیست .

عشق آدم خوب به بدھا، عشق عارف به جاھل، عشق قوی به ضعیف و .... عشق واقعی است و گوھره

الھی است و دارای ذات خلاقه می باشد و موتور محرکه تکامل محسوب می شود. عشق یعنی نیک

بینی بدترین آدمھا. یک عاشق اگر بر این حقیقت نھان آگاه نباشد نھایتاً از عشق خود توبه می کند و از

معشوق انتقام می ستاند. عشق غریزی مرد به زن ھم اگر دارای این خود آگاھی نباشد عاقبتی فجیع

دارد.

بزرگترین قدرت خلاقه عشق اینست که تحت الشعاع نور عشق، بدھا، خوب دیده می شوند و زشت ھا

ھم زیبا می گردند و بدینگونه است که انسان و جھان در مقابل نگاه عاشق بسوی کمال میرود. معشوق

نیز تحت چنین نگاھی است که به غیرت می آید و به سمت خوبی و زیبائی حرکت می کند. آرایش و

خودآرائی صوری زن در مقابل نگاه عاشقش کمترین نوع این حرکت است. آدم بدی که فقط یکبار خوب

دیده شد باور می کند که می تواند خوب باشد و این کمترین معجزه عشق است که نیکوکاری را احیاء

می کند.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 109

برچسب‌ها: عشق,دوست داشتن,محبت,انتقام,زیبایی,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۵ توسط رضا احدی | نظر(0)
« پاستور » پیامبر حیات زدائی از زندگی
پاستور پدر بھداشت مدرن و بنیانگزار جنون استریل کردن جھان بجای اینکه میکروبھا را نابود کند زندگی را
نابود کرد تا میکروبھا ھم ھمراه زندگی نابود شوند . و امروزه کل جھان طبیعت شبانه روز در حال
سمپاشی و استریل شدن و واکسینه گشتن است تا ھیچ میکروبی باقی نماند تا موجب بیماری انسان
شود . غافل از اینکه با تحلیل دادن قوۀ حیات ، میکروبھا تغییر ماھیت داده و با جھش ژنتیکی قدرتمند تر
گشتند و این فقط قوۀ حیات بود که تحلیل رفت و امپراطوری میکروبھا را ممکن ساخت و بر انسان مسلط
کرد . امروزه کل بھداشت و درمان مدرن کاری جز مسموم ساختن حیات بر روی زمین ندارد و این شیطان
نبرد با زندگی مبدّل به اساس پزشکی مدرن شده است و داروسازی مدرن کاری جز تولد سموم مھلکتر
ندارد و این جنگ با حیات است به قصد ادامه حیاتی مرگبار و مسموم با مرگ تدریجی . انسانھا از کودکی
با جنون واکسینه کردن مھد کشت میکروبھا شده و میوه جات از بدو شکوفائی با انواع سموم مھلک
آبیاری می شوند . نبرد با باکتریھا اصل اول دانش پزشکی گردیده است درحالیکه باکتریھا عناصر اوّلیه
پیدایش حیات بر روی زمین ھستند . این جنگ با زندگی نامش علم پزشکی است . امروزه با انواع مواد
شیمیایی و از طریق سوزاندن و منجمد نمودن غذاھا سعی در نابودی میکروبھا دارند در حالیکه میکروبھا
در حال دگردیسی ھستند و فقط زندگی در حال انقراض می باشد و بشر مدرن سموم را بجای غذا
مصرف می کند . و این غذای اھل دوزخ است که بقول قرآن سموم و چرک و خون و فسادند که بعنوان غذا
و دوا استفاده می شوند .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 206

برچسب‌ها: میکروب,بهداشت,بیماری های مسری,سموم کشاورزی,واکسیناسیون,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۸ توسط رضا احدی | نظر(0)

چگونه کسی به امامت میرسد !

 

کسی که نمی تواند دروغ بگوید .

کسی که نمی تواند دوست نداشته باشد .

کسی که نمی تواند کینه ورزد .

کسی که ھمواره پا بر دل خود می نھد.

کسی که ھرگز به پول نمی اندیشد .

کسی که ھرگز از کسی نمی ھراسد .

کسی که ھمواره بین خود و دیگری ، دیگری را ترجیح می دھد .

کسی که در ھر دعوائی خودش را محکوم می کند.

کسی که جز خود علّتی برای سرنوشت خود نمی یابد .

کسی که برای خودش چیزی نمی خواھد.

کسی که خود را مسئول ھمه بدبختی ھای دیگران می داند .

کسی که با منّت کشیدن خدمت می کند.

کسی که بواسطه محبّت خود تک و تنھا می شود زیرا کسی را یاری تحمل محبّت او نیست .

کسی که قبل از مرگش با شوق کامل برای مردن آماده است و جز قبر خانه ای ندارد و بدنش قبر

اوست و غار اوست و راز غیبت اوست .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 192


برچسب‌ها: امامت,مسئول بدبختی,محبت,دروغ,پول,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

هفت طبقه انسانیت

آدمی جز دل خویشتن نیست و ھمه حالات و اعمال و مقامات بشری برخاسته از دل اوست و درجات دل.

و دل آدمی ھفت وادی یا طبقه و بطن دارد که بواسطه معرفت نفس قابل کشف و فتح است. و کل عالم

ھستی نمایش ھفت طبقه دل انسان است : جھان مادون جمادی، جھان جمادی، جھان نباتی، جھان

حیوانی ، جھان شیطانی، جھان ملکوت و جھان الھی. و لذا ھفت درجه از دل و انسان وجود دارد : انسان

مادون جمادی، انسان جمادی، انسان نباتی، انسان حیوانی، انسان شیطانی ، انسان ملکوتی و انسان

الھی . ھمه این مقامات در آن واحد در ھر بشری حضور دارد ولی ھر بشری در آن واحد و درھر مرحله از

زندگی و تکامل خود مقیم در یکی از این مقامات وجود است . انسانھائی که دلشان از سنگ ھم سخت

تر است . انسانھائی که چون سنگ ھستند . انسانھائی که چون گیاھانند. انسانھائی که حیوان صفت

ھستند. انسانھائی که در جھان شیاطین زندگی می کنند و در تسخیر شیاطین ھستند . انسانھای

ملکوتی و انسان الھی که ھمنشین با خداست . و انسانی که ھمنشین با خداست و خلیفه خداست

سائر جھانھا را زیر پای خود و تحت سلطه و نظر خود دارد و این عرش دل است. ھمه این نوع و درجات

انسانی در قرآن مذکور است. البته ھر یک از این مقامات در بطن خود دارای درجات فرعی است و

ھمچنین مراحل انتقالی از مقامی به مقامی دگر وجود دارد. در بطن ھر یک از این طبقات می توان به

یاری معرفت و جھاد دینی رشد و نمو نمود ولی برای جھش از طبقه ای به طبقه ای دگر جز به یاری یک

پیر طریقت ممکن نیست. بدینگونه مراتب معرفت نفس و معراج نفسانی مترادف با مراتب جھان بینی و

جھان شناسی است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 238


برچسب‌ها: هفت وادی انسانیت,جهان شیاطین,جهان ملکوت,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۰ توسط رضا احدی | نظر(0)
آیا می دانید....

*آیا می دانید که ھیچ چیزی را به یقین نمی دانید؟

****

*آیا می دانید اکثر قریب به اتفاق زنانی که طلاق می گیرند ھرگز از دست شوھرشان کتک نخورده اند؟

****

*آیا می دانید ھمۀ جنایتکاران خود را بیگناه می دانند ؟

****

*آیا می دانید ھمه کسانی که در عذابند در نزد وجدان خود آنرا بر حق می دانند ؟

****

*آیا می دانید که قیامت در حال بر پا شدن است؟

****

*آیا می دانید که ھمۀ انسانھا از خدا راضی ھستند؟



****

*آیا می دانید ھیچ زنی بخاطر فقر به تن فروشی نمی پردازد؟

****

*آیا می دانید که ھمه وسواسی ھا آدمھایی بسیار بی نظافت ھستند؟

****

*ایا میدانید که خداوند در آسمان نیست بلکه بر روی زمین است؟

****

*آیا می دانید که ھیچکس بواسطۀ گرسنگی بیمار نمی شود؟

****

*آیا می دانید که ھیچ پزشکی خودش را مداوا نمی کند؟

****

*آیا میدانید که بدون تلویزیون اکثر زناشوئی ھا از ھم می گسلد؟

****

*آیا می دانید که ماھیت نھائی ھر معنایی کاملاً وارونه است؟

****

*آیا می دانید که عشق حاصل اشدّ ضدیت است؟

****

*آیا می دانید که شما بار دوم است که بدنیا آمده اید؟

****

*آیا می دانید که اگر به پزشک رجوع نکنید بیماری شما بتدریج علاج می شود و ھیچ از عمرتان نمی

کاھد؟

****

*آیا می دانید که روزی خداوند خالق را دیدار خواھید کرد؟

****

*آیا می دانید که روزی شما ھیچ ربطی به کار کردن شما ندارد ؟

****

*آیا می دانید که کفر ھمان زندگی دل بخواھی است؟

****

*آیا می دانید که بیماری تن موجب سلامتی روان است؟

****

آیا می دانید که« واژه » (کلمه ) به معنای وارونگی است؟

****

*آیا می دانید که « سیاست » از ریشه « سیئه » به معنای بدی و شرّ است؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 8



برچسب‌ها: طلاق,وجدان,قیامت,تن فروشی,وسواس,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۹ توسط رضا احدی | نظر(0)

قهر : کمال مهر

قھریاران برتر از مھر آمده

انبیای الھی سفیران مھر و محبت و ایثارند و بنیانگزاران مکتب عشق . و اما کامل کننده این مکتب یعنی

محمد(ص) که جمال رحمت خدا در کائنات است در وجود علی متبلور گشته و لذا رسالت را به اتمام

رسانیده است . ولی این تبلور کمال مھر حق در چشم عامه بشری عین قھر است و لذا اسوه تنھائی

انسان گشته است .

ھر صفتی چون به کمال رسد بناگاه صورتی کاملاً متضاد می یابد . و این ھمان حقی است که جادویش را

جز انگشت شمارانی از عارفان در نمی یابند و مابقی بشر از آن روی بر می تابند و این راز تنھائی

و شھادت کاملان وادی محبت است .

نیکی چون به اوج رسد عین شر می نماید عکس این امر نیز به معنای دیگری نیز مصداق دارد که از اراده

عاملش خارج است .

حق نیز چون به تمام و کمال فرود آید موجب ابطال عظیمی در ھمه ارکان حیات بشر است که البته ابطال

اموریست که ذاتاً ناحقند .

مھر نیز چون به کمال رسد اشد قھری فراسوی منطق و علیّت است ھمچون قھر علی که جمال کمال

رحمت محمدی است که حقش را جز انگشت شمارانی در طول تاریخ درک نکرده اند.

این قھر باعث و بانی فصل جدیدی از تحول ذات بشر و نطفه عطفی در تاریخ فرھنگ و تمدن است که فقط

صورتی از آن در عرفان اسلامی متجلّی است که معنا و حق برتری از انسانیت را فرا روی بشر قرار می

دھد و بشریت را به آن فرا می خواند .

نخستین بانی این قھر برتر از مھر ھمانا ابراھیم خلیل الله است که در ماجرای تبعید ھمسر محبوبش

ھاجر و ذبح اسماعیل متجلّی شده است و در دین اسلام به تمام کمال به فعل آمده که ھمانا غیبت امام

است .

کل ماجرا در یک کلام از این قرار است که انسان باید نھایتاً ھر کسی را که بیشتر دوست میدارد رھا کند

و بخدا وا گذارد برای رضای خدا و رشد محبوبش و نه برای ارضای خودش.

چرا که آنکس که مورد مھر و محبت و ایثار واقع می شود بقول معروف عزیز دردانه و مصرف کننده و

طلبکار و بی شعور و واژگون سالار می شود و منشأ محبت را طرد ولعن و انکار می کند و موجودی بغایت

کافر می گردد . چنین کسی در آن واحد که مورد اشد لطف و ایثار است در سمتی دیگر موجودی شدیداً

مفعول و منفعل و حتّی مظلوم واقع می شود و بسیار بندرت اتفاق می افتد که بواسطه تقوی و معرفت

بتواند حق مھر را در یابد و حقوقش را ادا نماید و از این لطف الھی در جھت تعالی روح بھره جوید .

اینجاست که قھر عاشق تنھا راه نجات و رشد و بیداری معشوق است . معشوق ھمواره مفتون و مجنون و

از خود- بیگانه است الا اینکه بواسطه قھر عاشق بخود آید .

و اگر علی(ع) مبدأ عالیترین حد عرفان در تاریخ است بواسطه قھاریت عاشقانه اش به بشریت است که

موجب بخود-آئی عظیم بوده است . خود آن حضرت ، شھید ھمین کمال مھرش می باشد و از ھمین بابت

تنھاترین انسان تاریخ نیز می باشد زیرا درک کمال مھر در این قھر جز از عھده عارفان بر نمی آید .

ھمانطور که کمال مھر پروردگار درباره مخلصین بصورت اشد فقر و بیکسی و بلایا آشکار می شود .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 182


برچسب‌ها: قهر و آشتی,مهر و محبت,عشق,غیبت امام,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

انسان و شیطان

در قرآن می خوانیم که شیطان کالائی جز غرور برای آدمی ندارد و انکار و اعمال زشت و نادرست رابرای

آدمی برحق و زیبا می سازد و بدینگونه انسان در قبال کردارھای نادرست خود مغرور و خودستا می

شود. و اما آیا این کارخانه زیباسازی اعمال زشت در کجای انسان قرار دارد؟ بدون شک این کارخانه جائی

جز ذھن و قوه اندیشه گری و توجیه و تحلیل نیست. این ھمان کارگاه غرّه شدن انسان است . در این

کارگاه یک میل و عمل فاسقانه لباس عشق بر تن می کند یک عمل تجاوزگرانه لباس خدمت وایثار به تن

می کند ھرزه گی و بولھوسی تحت عنوان آزادی و اختیار و استقلال اراده توجیه میشود، ترس و عافیت

طلبی با واژه صبر و توکل تقدیس می گردد و الی آخر. پس شیطان در مغز و اندیشه ماست. ولی آیا

چگونه می توان حد و مرز و ماھیت تفکر و تعقل را از توجیه گری و تبدیل صوری مفاھیم و خودفریبی و

شیطنت تشخیص داد ؟ در قلمرو فلسفه و خودشناسی منطقی ھر چند که صدھا ملاک بین این دو امر

معلوم شده است ولی نھایتاً ھمواره جائی برای فریب فکر وجود دارد و ھیچکس از وسوسه شیطان مبرا

نیست و گرنه اطاعت از رسولان و امامان ھدایت امری بیھوده می بود و اصلاً کل دین محلی از اعراب نمی

داشت و فلسفه و دانش بشری می تواند انسان را کفایت کند و بر جای مذھب قرار گیرد.

احکام اخلاقی و عملی دین واضح ترین محک برای چنین تشخیص می باشد ولی این احکام نیز در ھر

مذھبی و فرقه و فلسفه دینی متفاوت ھستند و علاوه بر این در ھر نظام شرعی و اخلاقی نیز دریائی از

احکام در درجات متفاوت وجود دارند که ضد و نقیض می نمایند و ھمین احکام قلمرو خودفریبی ھای

خواسته و ناخواسته بشرند و لذا کفایت نمی کنند و اینست که آخرین پیامبر خدا ،یک انسان متشرع بدون

امام ھدایت را ھم کافر می خواند . میزان امام است و نه احکام.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 211


برچسب‌ها: شیطان,غرور,آزادی,احکام شرعی,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۸ توسط رضا احدی | نظر(0)

نشانه هاي دوست

( سخنان امام علی (ع) )

بدترین دوست تو کسی است که بر نیازھای تو می افزاید .

بھترین دوست تو کسی است که تو را به صدق دعوت می کند .

دوست کسی است که عیبھایت را در تنھائی به تو ھدیه می کند .

دشمن تو کسی است که تو را می ستاید .

غایت خیانت پیمان شکنی با دوستی صدیق است .

دوستی صدیق بزرگترین نعمت خدا در دنیاست .

براستی که دوست حقیقی تو ھرگز چاپلوسی نمی کند .

ھر که پند نپذیرد دوستی نپذیرد .

ھیچکس چون دوستی صدیق نمی تواند اراده ات را قدرت بخشد .

دوست تو کسی نیست که به تو مال می بخشد .

دوست تو کسی است که دوستان تو را دوست می دارد و دشمنانت را دشمن می دارد .

بزرگترین ضررھا از دست دادن دوستی صدیق است .

دوست تو کسی است که در دین تو را یاری دھد .

آنکه برای نیازی با تو دوستی کند چون نیازش بر آورده شد خصم گردد .

انسان نیکوکار صاحب یاری صدیق است .

ناتوان ترین مردم کسی است که از یافتن دوستی صادق ناتوان است .

دوست تو کسی است که خدا را بیشتر دوست می دارد .

بھترین دوست تو کسی است که اگر از دستش بدھی دیگر زندگی نخواھی .

دوست کسی است که دوستان خدا در او ریشه دارند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 21



برچسب‌ها: نشانه دوست خوب,انتقاد,خیانت,بخشش,دشمنی,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۷ توسط رضا احدی | نظر(0)

معرفی چند دجال و مکتب دجالی


او شو

..........................................

دموکراسی

..........................................

انرژی درمانی

..........................................

خام خواری

..........................................

کارلوس کاستاندا

..........................................

کریشنا مورتی

..........................................

سیمون دوبوار

..........................................

سینمای حقیقت

..........................................

جھانی شدن

..........................................

پیوند ژنتیک

..........................................

شیمی درمانی

..........................................

کارل پوپر

..........................................

برابری زن و مرد

..........................................

فمینیزم

..........................................

اینترنت

..........................................

اشعه درمانی

..........................................

بیمه ھا

..........................................

بانکھا

..........................................

داروھای روان گردان

..........................................

عشق غیر متعھد

..........................................

واکسن ھا

..........................................

تعلیم وتربیت اجباری


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 127



برچسب‌ها: دجال,خام خواری,کاستاندا,فمنیزم,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

هنرمند کیست؟

*از ھنرپیشه مشھوری پرسیدم : یک ھنرپیشه کامل کیست؟ گفت : کسی است که نقش بیگانه ای را

چنان ایفا کند که گوئی خود ھموست.گفتم : اینکه وصف کردی ھنر جمله مردمان است . گفت : با این

تفاوت که مردمان ازبابت ایفای چنین نقشی پولی نمی گیرند و بلکه تمام درآمد خود را نیز ھزینه می

کنند و مشھور ھم نمی شوند و جایزه ای ھم نمی گیرند و بلکه متھم به ریا ھستند که جایشان درک

اسفل السافلین است . گفتم : اینک معنای ھنر پیشگی رافھمیدم و راز ھنرشان را.

 

* از شاعر مشھوری پرسیدم : شاعر کامل کیست ؟ گفت : کسی که چنان تمام عمرش نقش عاشق را

بازی می کند که ھمه باور می کنند که عاشق است و نه فاسق.

پرسیدم : فرقش با ھنرپیشه چیست . گفت : ھنرپیشه از پس ھر نقشی یک آنتراکت میدھد ولی شاعر

نه . و مابقی عین ھم ھستند از جمله تفاوتشان با مردم عادی .

 

* از نقاش پست مدرنی پرسیدم : مکتب آبستره چیست . گفت : نقاشان قصد داشتند که چون خدا خلق

کنند و روی دست او بزنند و این مکتب کلاسیک و رئالیزم است .ولی چون نتوانستند از حرص شروع کردند

به تکه پاره کردن واقعیت . و این مکتب کوبیزم است . باز ھم ارضاء نشدند و ھمه رنگھا را در ھم ریختند و

برکاغذ پاشیدند و رفتند . و این شد مکتب آبستره .

و بعدش برخی دیوانه شدند و برخی خودکشی کردند و برخی معتاد شدند و برخی ھم معروف شدند و

فکر کردند که بالاخره خدا شده اند.

* از عارفی پرسیدم که ھنر چیست . گفت : ھونار است یعنی آتش ھو، آتش خدا. که بجان کافرترین

آدمھا می افتد که ادعای خدائی می کنند.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 23



برچسب‌ها: خودکشی هنرمندان,اعتیاد هنرمندان,نقاشی مدرن,هنرپیشه گی,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.