X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

بهترین دوستان شهر بیکسی

 

خداوند در قرآن به مؤمنانش وعده می دھد که دین را برای خدا خالص کنند ھر چند که تنھا و بیکس می
شوند ولی خداوند انبیا ءو شھداء و صدیقین را با آنان محشور می کند و اینان خوب رفیقانی ھستند . این
حشر با مخلصین است در حیات دنیا . این بدان معناست که آنھا زنده اند و مخلصان را تنھا نمی گذارند
و یاریشان می دھند .
به لحاظ معرفتی این واقعه حیرت آور بدان معناست که عالم وجود دارای درجات و طبقاتی است و ھر کس
بمیزان سعی در دین و معرفت و صدقش به لحاظ باطنی در مقامی ویژه از جھان قرار دارد و با ھمه اھالی
ھمان طبقه از جھان محشور است چه زنده و چه مرده.
مؤمنان از اھالی آخرت ھستند حتّی در ھمین دنیا . تن آنھا در این دنیا مشغول انجام وظیفه است
و مرارتھا می کشد ولی دل و جانشان در جھانی دگر اقامت دارد و با ھمطرازان خود ھمزیستی می کند .
تن آنھا محبوس در خاک است و لذا گفته شده که حیات دنیا حبس مؤمنان است . و این تن در این جھان به
غایت استضعاف می رود و فقیر و بیمار و بیکس می گردد و امتحانی بزرگ برای خلایق است. و اینانند خلفای
خدا و وارثان زمین.
ھرچند که بھترین دوست ھمنشین آدمی ، خداست . و خوشا بحال کسانی که با او زندگی می کنند
و ھمچون چوپان مولوی ، دستانش را می شویند و پاھایش را می مالند و موھایش را شانه می کنند . این
حدیث شام آخر مسیح ھست که گفت: یاران ، مرا به شما نیازی افتاده است تا پاھای شما را بشویم .
پاھایش را شست و آنگاه از صلیب بالا رفت تا رخسارش را نظاره کنند . در آنجا کمی معطل و منتظر ماند
و کم کم تردید آمد و گفت : پروردگارا چرا تنھایم نھادی پس کجائی ؟

و امّا بزرگترین تراژدی عرفانی اینست که یار در خانه دل باشد و محروم ز رویش.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 183


برچسب‌ها: بهترین دوست,آخرت,شام آخر مسیح,تراژدی,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۰ توسط رضا احدی | نظر(0)

.

روانشناسی و اخلاق

 

می گویند که روانشناسی در قلمرو اخلاق و عواطف بشری رسالتی جز پوچ سازی و انھدام منطقی
ارزشھا و عواطف انسانی ندارد و به اصطلاح گند ھمه چیز را در می آورد . این ادعا به نوعی درست است
و به نوعی نادرست . روانشناسی مدرن اتفاقاً بطور ایدئولوژیک ( و نه علمی ) کاری جز تقدیس غرایز و
حتّی مفاسد اخلاقی ندارد و اینست که مدرنیزم و اخلاق مدرن بدون استفاده روزمره از مکاتب توجیھی
روانکاویھا قادر به ادامه حیات نیست . ولی آنچه که براستی گند اخلاقیات و عواطف قشری و قرار دادی و
سنتی را در می آورد معرفت نفس است که بر پایه اصول اخلاق الھی به انسان نظر می کند و نسبیّت
ھای ارزشی را در مقابل مطلق قرار داده و لذا ھمه عواطف و ارزشھای عرفی را پوچ می کند . ولی این
پوچ سازی امری خلاق و امیدوار کننده و محرک بسوی اخلاقی برتر و عمیق تر و خالص تر و عارفانه است و
این ھمان تبدیل ارزشھای عرفی به حقایق و اسرار عرفانی است : عرفانی کردن عرف ! که یکی از
رسالتھای نشریه ماست . بی تردید برای حصول اخلاقی خلاق و عاطفه ای عمیق و پویا لازم است که
اخلاق پوسیده و ریائی و عواطف غریزی و جانوری کالبد شکافی شود تا امراض و آفتھایش دفع گردد تا
صدقی عارفانه و محبتی جاودانه ممکن گردد تا در گذار حوادث و بحرانھای ھویتی این دوران و طوفانھای
نیھیلیستی روح انسانیت از میان نرود و با فروپاشی ارزشھای سنتی ، بنیاد اخلاق و معنویت برکنده
نشود. انسان مدرن در شرایطی بسر می برد که اگر ھر روزه مترصد کشف معنائی برتر و ذاتی تر نباشد
ھر آن محکوم به پوچی وتباھی و خود - براندازی است . و جز بواسطه معرفت نفس نمی توان از تباھی

روانکاوی مدرن نجات یافت .

 

از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 126


برچسب‌ها: روانشناسی,اخلاق,عواطف انسانی,روانکاوی,ارزشهای سنتی,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۹ توسط رضا احدی | نظر(0)
چرا درباره زنان اینقدر بدبین هستید؟

(پاسخ به یک سؤال)

 

مابه ازای ھر یک مقاله یا کتابی که درباره زن وانتقاد به بدیھای زن نوشته ایم دھھا و بلکه صد ھا مقاله و
رساله درباره مرد و بدیھای او نگاشته ایم . و سایت ما اثبات ادعای ماست . فی المثل ھمه مطالبی که
درباره علم و تکنولوژی و سیاست و اقتصاد و تاریخ و ادبیات و فلسفه ھا نوشته ایم مربوط به عوالم و
مسائل مردانه است زیرا مردان سازندگان و مدعیان این عرصه ھا ھستند. منتھی شما می توانید از ما
بپرسید که : چرا اصولاً نسبت به ھمه اینقدر بدبین ھستید؟ که ما بارھا پاسخ این سئوال را داده ایم و آن
اینکه نگاه ما از منظر آسیب شناسی و درمانگری است ھمانطور که طبیب در جستجوی امراض بیمار
است و نه اعضای سالمش. علاوه بر این روح حاکم بر کل تاریخ ادبیات و فلسفه و مذھب و فرھنگ بشری
روح انتقاد است زیرا از منظر انتقاد و بدبینی است که راھگشائی و خلاقیت و مکاشفه و ابداعات رخ می
دھد ونه از منظر خودستائی و فخر فروشی و خودشیفتگی . کار ما اینست که نقاط بیمار را پیدا کرده و
بفشاریم تا آدمھا درد را احساس کنند و لااقل بدانند که بیمارند و چاره ای اندیشند. زیرا روح حاکم بر
رسانه ھای مدرن جھان ھمانا تخدیر و فریبکاری و گمراه سازی بشر است تا متوجه دردھای خود نشود و
بازیچه امیال آدمخواران جھانی گردد وآنھا را بعنوان ناجیان خود باور کند . پس بدبینی ما در واقع نیک بینی
ماست و بشر دوستی.

و اینکه ھر چیز زشتی از زن در مرد ریشه دارد و بالعکس.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 42

 

 

 


برچسب‌ها: نقطه ضعف زن,سیاست,خودشیفتگی,خلاقیت,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

احساس نابودي « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراضلا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172

 

 


برچسب‌ها: احساس پوچی,احساس نابودی,ناامیدی,اعتیاد,خودکشی,فاصله طبقاتی,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۴ توسط رضا احدی | نظر(0)
چه نباید کرد ؟

بایستی تا حد امکان از تکنولوژی و فرآورده ھایش پرھیز نمود .

بایستی تا حد امکان از جھان دانش و صنعت پزشکی فاصله گرفت .

بایستی رسانه ھا را باور نکرد و تبعیت ننمود .

بایستی تا حد امکان از بانک و بیمه دوری نمود .

بایستی از ریاکاری در دین توبه کرد .

بایستی از فاسقان برید و با پاکان دوستی نمود .

بایستی قناعت و ساده زیستی پیشه کرد .

بایستی تلویزیون را چشم شیطان دانست و کورش کرد .

بایستی چشم و گوش را بر وعده ھای دانش و فن و تمدن بست .

بایستی راه و روشھای خود شناسی و خود کفائی و خود درمانی را جستجو نمود .

بایستی عقل خویش را باور کرد و بارور نمود .

بایستی از خداوند جز ایمان و معرفت نخواست .

بایستی با مؤمنان بیعت نمود و در انتظار ظھور ناجی ماند .

بایستی شدیداً از دین فروشان و تاجران معجزه و کرامت بر حذر بود .

بایستی شدیداً از داروھای مسکن اعصاب و روان دوری نمود .

بایستی از سه شیطان مشھور به عشق و آزادی و برابری پرھیز کرد .

بایستی ھر چه بیشتر از صنعت و فرآورده ھای صنعتی دوری کرد و به طبیعت و فرآورده ھای
طبیعی روی نمود .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 45

 


برچسب‌ها: تکنولوژی,صنعت پزشکی,رسانه ها,بانکداری و بیمه,ظهور ناجی,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۹ توسط رضا احدی | نظر(0)

پاسخ به یک نامه
( آیا خدا هستید)
س:
در سایت شما با کتابی بنام « ھستی بایستی » روبرو شدم که گویا زندگینامه عرفانی شماست که شما
در این کتاب ادعای خدائی کرده اید آیا اینطور نیست ؟منظور شما چیست ؟
پاسخ ما :
گمان نمی کنم خداوند در جائی گفته باشد که فقیر و حقیر و بیمار و بیکس و بدبخت است. من در این
کتاب ادعای انسانی کرده ام و نشان داده ام که انسان بودن بسیار شاقه تر از خدا بودن است. و لذا
ھیچکس تاکنون چنین ادعائی نکرده بلکه بسیاری ادعای خدائی کرده اند. و ما ھم خواسته ایم تا آبروی
فقر و بیماری و بدبختی بشر را حفظ کنیم. و بلکه به آن فخر نمائیم زیرا پیامبر ما این درس را بما آموخته
است. پس شما ھم چنین ادعائی کنید که خدا پسندانه ترین ادعاھاست آنھم در دوره ایکه حتی مبلغان
دینی و اخلاقی ھم فقر را لعنت می کنند و عملاً فقط ثروتمندان را به بھشت می فرستند.
بھرحال مطمئن باشید ھیچکس چنین خدای فقیر و بیمار و بدبخت را به خدائی قبول نمی کند و لذا ھیچ
خدشه ای بر عرش او وارد نمی شود خیالتان راحت باشد او خودش به تنھائی می تواند از خودش
حراست کند و نیازی به بادی گارد ندارد.
منظور ما از این کتاب آن است که ترمز را بکشید و اندکی مکث کنید در سراشیبی راھی که خوشبختی

نامیده اید.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 35

 

 


برچسب‌ها: ادعای خدایی,فقر,بدبختی,خوشبختی,,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۸ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید (خداشناسی):

خداوند ،ھستی موجودات است و نیستی آنھا : ھستی نِیستی و نیستی ھِستی ، ھستیِ

ھستی و نیستی نِیستی .

خداوند تنھا موجودی است که ھمه او را می شناسند .

خداوند آنگاه شدیدتر حضور دارد که ما در خود حضور داریم .

ھرگاه که بخود می آئیم خدا را می یابیم .

خداوند ھمان خود – آئی است .

آنگاه که بیخود ھستیم خداوند مراقب ماست ولی آنگاه که بخود میآئیم ما مراقب او ھستیم .

آنگاه که کاری را برای خدا انجام می دھیم او مشغول انجام کاری ویژه برای ماست .

آنچه را که ھر کسی خدای خود می نامد ھمان تنھائی اوست .

خداوند بر جمعیت است ولی در فردیت .

ھر که خدا را ببیند نگاھش بر او مات می شود یعنی می میرد .

خدا به سراغ ھر که برود ھمه از او می گریزند .

ھر که به سراغ خدا برود ھمه مردمان او را محاصره می کنند .

خداوند عدم ماست و ما وجود او ھستیم و بدینگونه خلیفه یکدیگریم .

خداوند در آن واحد فقط در یک نفر است و آن ھم امام اوست .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 50


 


برچسب‌ها: خداشناسی,مردن,تنهائی,امام,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۴ توسط رضا احدی | نظر(0)

پاسخ به یک نامه (آیا شما دشمن تمدن هستید؟)

 

س: از مقالات شما بوضوح درک می شود که شما دشمن تمدن و مدرنیزم و ھمه فرآورده ھای جدید بشر
ھستید : علم ، تکنولوژی،مبارزه ، آزادی،دموکراسی،ھنر،رفاه،مدرنیزم و....... آیا واقعاً منظور شما از این
جنگ چیست ؟بدون تردید در این جنگ رسوا و منزوی خواھید شد و احدی شما را تصدیق نخواھد کرد .
این واقعیت را تا ھم اکنون نیز شاھد بوده اید . پس چرا دست از این کار بر نمیدارید ؟ ھدف شما چیست
؟ آیا این جنگ با کلّ بشریّت نیست ؟
جواب ما : اولاً از صداقت و شھامت شما در طرح مسئله ممنونیم زیرا این مسئله در ذھن ھر خواننده ایی
پدید می آید که تا کنون مطرح نشده است . ثانیاً ما در آن واحد خیر و شّر ھر امری را نشان میدھیم . و اگر
اکثراً به شرّ امور می پردازیم بدان جھت است که دیگران مشغول پرداختن به خیر امور ھستند و اکثر
مردمان بر اساس ھمین امر است که به شرّ مبتلا شده اند . ثالثاً ما حتی در ناحق ترین امور ھم نھایتاً
حقش را آشکار می کنیم که ھمان حق ابطال است . رابعاً فرق ما با دیگر تحلیلگران در این است که
شھامت تردید نمودن در بدیھیات و مقدسات این تمدن را داریم و دیگران در دلشان ما را بطرزی جنون آمیز
جسور می دانند . چه بسا معتقدند که اینھا اسرار است و نباید گفت .
آنچه که می گوییم حرف دل ھمه و توضیح واضحات است و ھمه قلباً ما را تصدیق می کنند حتی خود
شما . شاید مسئله شما این باشد که چرا اصولاً بایستی دردی را که درمان ندارد مطرح نمود و نمک بر
زخم پاشید .
و نکته آخر اینکه حقیقت ھمواره تلخ بوده است و تلخترین وجه آن در قلمرو خود آگاھی آشکار می شود
ولی با پذیرش و تصدیق آن، شیرین می گردد .
آدم تا چیزی را قبول نکند اصلاً نمی تواند آن را فھم نماید بنابراین شاید ھیچکس به اندازۀ ما واقعیت جھان

مدرن را قبول نکرده باشد . جنگ ما با جھل است نه با واقعیت .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 13

 

 


برچسب‌ها: تمدن,مدرنیزم,رفاه,پیشرفت,آزادی,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

حکمت جاوید ( یعنی ...)

بر حق بودن یعنی فھم و تصدیق آنچه که ھست و رخ می دھد .

خوب بودن یعنی خوب بودن را دوست داشتن .

صدق یعنی تصدیق واقعیت زندگی خویشتن .

عصمت یعنی غیر خدا یا دوستان خدا را به دل راه ندادن .

کفر یعنی انکار و لعن وضعیت وجودی خود.

فسق یعنی عھد خود را زیر پا نھادن .

زنا یعنی ھمخوابگی با کسی که با او عھدی جاودانه نداری .

ربا یعنی خواستن زیاده از ھر آنچه که داری .

تقوا یعنی ترسیدن از خود .

صبر یعنی نشستن در خویشتن .

دین یعنی راه رسیدن از تن خویش تا ذات خویش.

اخلاق یعنی راه و روش خدا شدن .

محبّت یعنی بی ھیچ نیازی دوست داشتن .

مردن یعنی نامرئی شدن ھمچون خدا .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 43

 


برچسب‌ها: خوب بودن,عصمت,همخوابگی,زیاده خواهی,محبت,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

طرح یک نامه و پاسخ

( انسان پاك و مؤمنی هستم )

 

با سلام – سالھاست که به بیماری پوستی بسیار عجیبی مبتلا شده و تاکنون ھیچ درمانی نیافته ام . حدود سی
سال دارم و تمام عمرم ھیچ گناھی ھم نکرده و مؤمن و پاک زیسته ام . اگر راست می گوئید مرا مداوا کنید .
امیدوارم نگوئید که لابد حکمتی دارد و رازی در میان است و از این جور حرفھای فریبکارانه و ..... ھر چه

زودتر در انتظار جوابتان ھستم .

 

پاسخ ما : آیا شما با ھمه پزشکان خودتان ھمینگونه برخورد کرده اید ؟ مسلماً خیر ! یعنی ظاھراً بسیار ھم
محترمانه حرف زده اید و تملق ھا گفته اید و پولھای کلانی سلفیده اید و ...........

ولی چرا با ما اینگونه وقیحانه و طلبکارانه سخن می گوئید و طلب شفا ھم می فرمائید ؟ علّت بی تردید آن

است که درمان ما رایگان است .
و بعلاوه مدعی ھستید که در تمام عمر مؤمن و پاک بوده و ھیچ گناھی ھم نفرموده اید . پس دم خروس را چه
می کنید ؟ برخورد شما با ما نه بعنوان یک طبیب بلکه بعنوان یک بشری که ھنوز نمی شناسیدش اینگونه
کافرانه و مجرمانه و ناپاک و پلید است پس وای به مابقی اعمالتان . شمائی که به ما احساس نیاز می کنید
اینقدر متکبر و کافرید تا چه رسد به رفتارتان با سائر آدمھا . پس بدانید که غرق در گناھید که اصلاً احساس
گناه نمی کنید زیرا انسان واقعاً مؤمن و پاک ھزاران گناه در خود سراغ دارد .
پس لااقل از گناه فحاشی و بی ادبی ھای خودتان توبه کنید و سپس چند سال دیگری ھم برای معالجه خود

ھزینه کنید و سپس تشریف بیاورید.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 20

 

 

 


برچسب‌ها: بیماری پوستی,بیماری های عجیب,طلب شفا,توبه,تکبر,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.