X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۳ توسط رضا احدی | نظر(0)


آیا همه جاسوسیم؟


۳- براستی این چه مرضی است که هر که با ما نیست و مرید ما نیست جاسوس و خائن می شود. این چه پدیده ای است؟

استکبار فکری و تمام خواهی عقیدتی و خود-شیفتگی هویتی یکی از ویژه گیهای ما ایرانیان است که همه نهضت های آزادیخواهانه را به فساد می کشد و هر انقلابی را در ذاتش تبدیل به ضد انقلاب می کند و پس از هر نهضتی دوره ای از فترت و نسیان و حسرت و خودباختگی و خودفروشی رخ می نماید. این افراط و تفریط محصول طبیعی یکدیگر است: خودشیفتگی و خودباختگی! استبداد و سپس استعمار!

۸- ما یا غرق در خودشیفتگی هستیم و یا مبتلای به خودباختگی. و این عذاب آن است. یا شاه و امام می سازیم و یا می کشیم. یا بخودمان جایزه می دهیم و یا خاک بر سرمان می کنیم. و این داستان و حماقت تکراری گویا قابل عبرت هم نیست.

۱۱- هر که مثل من فکر نکند کافر یا جاسوس و خائن است: اینست بدبختی ملت ما.


از کتاب "نامه های عرفانی"استاد علی اکبر خانجانی ص ۱۹۲



برچسب‌ها: جاسوسی,خودشیفتگی,خودباختگی فرهنگی,خودفروشی,,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۹ توسط رضا احدی | نظر(0)
ازدواج سیاسی
سیاست ھمان فرھنگ روابط صرفاً اقتصادی است به ھمین دلیل آدمھای سیاسی تماماً غرق در روابط و
معاملات اقتصادی ھستند. حال اگر سیاست ھمواره به سمت پلیدی و مکر می رود طبیعی است زیرا در
روابط اقتصادی ھر فردی فقط به منافع ھر چه بیشتر خودش می اندیشد.
ازدواج نیز یک رابطه است می تواند چند نوع باشد: عاطفی، عقیدتی و اقتصادی. در دورانی که عشق و
عاطفه در دوران جوانی و قبل از ازدواج به ھرزه گی ھدر می رود و سن ازدواج به دلیل روابط نامشروع
مستمراً بالاتر می رود. و نیز در دورانی که عصر حاکمیت پوچی است و اعتقادات در حال از بین رفتن می
باشند فقط ازدواجھای اقتصادی باقی می مانند که به نوعی ھمانند بیمه عمر ھستند ولی از آنجا که علناً
اینگونه نمی نمایند تلاش می کنند عاطفی – عقیدتی نمایانده شوند لذا نوعی ازدواج سیاسی پدید می
آید که به لحاظ ماھیت از روابط آشکار اقتصادی بمراتب پلیدتر و ریائی ترند. در این نوع ازدواج به دلیل
فقدان عاطفه و عقیده، رابطه جنسی که اساس غریزی و ھمزیستی زناشوئی است نیز بسرعت نابود
می شود و مبدل به عذاب می گردد که عذاب نیت ازدواج است و نتیجه اینکه ھر یک از طرفین به روابط
فاسقانه خود ادامه می دھند . این نوع ازدواجھا در کسانی که تحصیلات طولانی تر می کنند جبراً
بیشترند و یا کسانی که می خواھند زندگی مشترک را با رفاه بالای اقتصادی آغاز کرده و زودتر خوشبخت
شوند و لذا دیرتر ازدواج می کنند. ازدواجھای سیاسی زمینه دموکراسی ھای مصنوعی ھستند. درجامعه
ای که ھر کسی یک فرد منزوی است .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 112

برچسب‌ها: ازدواج,سیاست,روابط نامشروع,بیمه عمر,سن ازدواج,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

ایران سرزمین یاران


ایران و ایرانی از قدیم الایام یاور مظلومان و حامی عدالت و منجی محبّت و صلح در تاریخ بشر بوده است

. نخستین قومی که خداوند را به یگانگی پرستش نمود ایرانی بود. در تاریخ جھان ایرانی تنھا قومی است

که مطلقاً سابقه بت پرستی ندارد و این بدان معناست که زرتشت بایستی نخستین پیامبر توحیدی در

تاریخ تمدن بشر بر روی زمین باشد که قدمتش از ابراھیم ھم بیشتر است که برخی از اساطیر کتاب

اوستا این قدمت را به اثبات می رساند.

ایرانیان حامی و پناه دھنده ھمه مظلومین و خداپرستان در تاریخ بوده اند. حدود ٢٥ قرن پیش به آوارگان

یھود که در ھمه جای زمین قتل عام می شدند پناه داد و آنھا را از نابودی حتمی نجات بخشید و ایران مھد

انبیای بنی اسرائیل شد. و امروز ھم بزرگترین و جدّی ترین حامی آوارگان فلسطینی در جھان است و نژاد

نمی شناسد و ھمواره ھر مظلوم خداپرستی از ھر نژادی را حمایت نموده است.

ھمانطور که امروزه نیز در مقابل اینھمه بی غیرتی دول عربی در قبال فلسطین، ساکت نمانده و حتی

منافع ملی و امنیتی خود را در خطر انداخته و از فلسطینی و افغانی و عراقی و کوبائی و سرخ پوستان

آمریکای لاتین در مقابل آدمخواران غربی، حمایت می کند و دست دوستی و حمایت بسویشان دراز می

کند و حتی در این محبت پا از حدود ایدئولوژی خود ھم فراتر نھاده است. و این ایثار ایرانی در دفاع از

شرافت انسانی است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 131


برچسب‌ها: بت پرستی,زرتشت,اوستا,منافع ملی,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟

اگر انقلاب اسلامی ایران بر اصول و موازین حقه خود استوار بماند و در جھان به پیش رود و از مبانی خود

عدول نکند و در قبال وسوسه ھای علمی- فنی- دیپلماتیک به شرک و نفاق نگراید بدون تردید مستمراً

کل جھان اسلام و سپس بشریت را با خود ھمسو خواھد نمود و امپریالیزم را به انزوا و انحلال خواھد

کشاند. و در این صورت شیطان بزرگ برای بقای خود در جھان و حفظ سیطره جھانی اش بدون تردید نھایتاً

دیوانه شده و دست به حمله ای جھانی بر علیه ایران خواھد زد تا یکبار برای ھمیشه خود را آسوده سازد

و بقای خود را تضمین کند و ریشه حق را بر کند. این ھمان جنگ نھائی بین کفر و دین است که تکلیف

بشر را برای ھمیشه یکسره خواھد نمود و زمینه را برای ظھور جھانی ناجی موعود فراھم خواھد کرد و

چه بسا چنین جنگی با این ظھور مصادف گردد و ناجی موعود با قدرت الھی خود به یاری اھل دین برآید و

بنیاد کفر را بر کند.

بھر حال اگر ایران ھم خدای ناکرده از اصول خود منحرف شود خداوند دین خالص خود را از میان قومی

دگر احیاء و بر پا خواھد نمود و واقعه مذکور بھرحال رخ خواھد داد و این اجتناب ناپذیر است. بدون تردید

چنین جنگی تمام عیار و جھانی است و کل بشریت را مشمول خواھد شد و ھیچ شباھتی به جنگھای

قبلی در تاریخ نخواھد داشت زیرا جنگ تمام عیار بین کل حق و کل باطل خواھد بود. امیدواریم که ایران

لیاقت این امر را داشته باشد که امّ القرای دین و حقیقت و معرفت و انسانیت در جھان باشد انشاءالله!

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 130


برچسب‌ها: حمله نظامی,شیطان,جنگ جهانی,,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۴ توسط رضا احدی | نظر(0)

دو نوع جنگ و صلح

 

تضاد و وحدت بین انسانھا یعنی دوستی و دشمنی بین انسانھا از دو نوع کاملاً متفاوت است : ذاتی و

صفاتی : باطنی و ظاھری ! و این تفاوت بین دو ھدف است و دو وسیله . تفاوت بین مؤمن و کافر یک

تفاوت باطنی و ذاتی است یعنی تفاوت بین دو نوع ھدف و دو نگرش. ولی تفاوت بین فقیر و غنی یک

تفاوت مادی و دنیوی و ظاھری و ابزاری است زیرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفی جز قدرت ندارند.

دعوای بین قدرتھا نیز یک جنگ مادی است . ولی چه بسا یک قدرت کوچک بر علیه قدرت بزرگتری می

جنگد تا به قدرت او برسد و بلکه از او برتر شود ولی موضوع دعوایش را به قلمرو یک تفاوت ذاتی و باطنی

و معنوی می کشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب می کشاند. این دعواھا یکی از فریبنده ترین جنگھا در

جوامع و بر روی زمین بوده است و مردمان را فریب داده است . امروزه عمده و اکثر جنگھا برروی زمین از

این نوع اخیر است که در واقع جنگی منافقانه است مثل جنگ بین کشورھای سوسیالیست و

امپریالیست ، مثل عمده جنگھای بین شرق و غرب بین ملل جھان سوم و نیز جنگھای بین ابرقدرتھا و جنگ

بین حکومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اکثر خصومت ھا و جنگھا دارای ھویتی دروغین و مصنوعی ھستند

ھمینطور است اکثر دوستی ھا و اتحادھا. دعوای اصلی بر سر دنیای بیشتر و قدرت و ثروت بیشتر است

و رعیت بیشتر . و لذا مردمان عادی که در این جنگھا وارد می شوند و فریب شعارھای معنوی طرفین دعوا

را می خورند ھمواره فریب خورده و قربانیان این دعوا ھستند و نھایتاً طرفین دعوا به سازش میرسند.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 120


برچسب‌ها: جنگ,صلح,دوستی,دشمنی,جنگ جهانی,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۶ توسط رضا احدی | نظر(0)
درس اخلاقی هم از غربی ها بیاموزیم
بسیاری از ایدئولوگھا و مبلغان دینی ما معتقدند که غرب ھمه چیزش خوب است الا اندکی اخلاقش بد
است و مخصوصاً حجابش.
حالا که ھمه چیز ما عملاً غربی است با تعارفات و شعارھا وتوجیھات عربی: الگوی پیشرفت و توسعه،
فلسفه علم وتکنولوژِی، دموکراسی و ....... بیائیم کمی ھم از اخلاق نیکوی غربی ھا بیاموزیم : حجاب و
نماز بی ریا، ساده زیستی و لوطی گری و تواضع در روابط اجتماعی، صداقت ھر چند کافرانه در رفتار،
ازدواج بی تکلف و غیر اشرافی و بدون مھریه ھای نجومی، پائین آمدن از خر شیطان ایثار و عشقبازیھای
نمایشی در خانواده و ......
پیامبر اسلام می فرماید : وای بر مسلمانان از روزی که غیر مسلمانان در آداب مسلمانی از آنان سبقت
جویند. موارد اخلاقی مذکور که از اصول عملی دین وتقواست ھمان آدابی است که غیر مسلمانان از ما
پیشی گرفته اند و نه پیشرفت در تکنولوژی. زیرا در ھیچ آیه یا حدیثی به یاد نمی آوریم که فنون از جمله
اصول دین و تقوا بوده باشد بلکه اصول تقوی عبارتند از : صداقت، تواضع، ساده زیستی، قناعت و غیره.
نه نماز و روزه و حج و امثالھم که فروع دین ھستند و بسیاری از ما حتی از علمای دینی اصول و فروع را
عوضی گرفته ایم و این خود یکی از علل واژگونسالاری ارزشھا در جامعه اسلامی است و لذا نه تنھا
اسلامی که برای ما باقی مانده تقلید از غرب بھمراه توجیه عربی این تقلید است. و این مالیخولیائی که
حاصل التقاطی از غرب زدگی وعرب زدگی ماست ما را با تمامیت سنت و مدرنیته به بن بست کشانیده
ودست چپ و راست خود را تشخیص نمی دھیم. آیا اینطور نیست ؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 113


برچسب‌ها: درس اخلاق,حجاب,پیشرفت,مهریه,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

فلسفه تسلیحات

 

می دانیم که بابا آدم و نه نه حوای ما دارای دو پسر بنامھای ھابیل و قابیل بودند. ھابیل پسری مؤمن و

رئوف و سخی بود و قابیل ھم پسری متکّبر و خشن و بخیل و جنگجو .

ھر دو بر دختری عاشق شدند و نخستین جنگ آغاز شد و قابیل برادرش ھابیل را به قتل رسانید بواسطه

چماقی تیز که نخستین سلاح بود. بھرحال نسل ھابیل منقطع شد و ما امروزه از نسل قابیلیم. ولی با

اینحال در طول تاریخ آنچه که بر کل بشریت مستولی شد ھویت و فکر ھابیل بود یعنی دین. یعنی باطن

ھابیل باقی ماند و باطن قابیل مغلوب گردید و این غلبه ھمچنان ادامه دارد و نیز آن جنگ. زیرا قابیل قصد

نابودی ھیکل برادرش را نداشت و لذا بلافاصله پیشیمان شد او قصد نابودی فکر برادرش را داشت و

موفق نشد. و کل تاریخ در یک کلام نبرد مھربانی و شقاوت است.

ولی امروزه دیگر اشقیاء سلاح خود را با دست خودشان نمی سازند و بلکه بدست خودشان ھم حمله

نمی کنند بلکه انسانھا بسیار بسیار محترم و ملوسی بنام دانشمند این وظیفه را بر عھده گرفته اند که

در رآکتورھای اتمی و پایگاھھای موشکی مشغول بکارھای مقدسی(؟) ھستند. یعنی آدمھای مھربان و

ملوس ھستند که برای اشقیاء سلاح می سازند شلیک می کنند و میلیونھا نفر را یکجا نابود می سازند.

این امر خود یک معمای شدیداً دیالکتیکی است که فلاسفه بایستی حلش کنند. بگذریم.

آمریکا بمبھای اتمی خود را بر سر ژاپنی ھا ریخت و آنھا را یک شبه مبدل به بزرگترین رقبای علمی – فنی

– مالی خود درجھان ساخت و تنھا کشوری که اصلاً بدھی ندارد. در عوض خود آمریکا امروزه بدھکارترین

کشور دنیاست زیرا بخش عظیمی از بودجه اش را صرف تسلیحات می کند و ژاپن اصلاً ھزینه تسلیحاتی

ندارد.امروزه آمریکا به لحاظ امنیتی نیز نا امن ترین جای جھان شده است و اتفاقاً ژاپن ھم امن ترین کشور

جھان است. آمریکا برای ادامه بقای خود مجبور است بطور تصاعدی بر بودجه نظامی خود بیفزاید و

تسلیحاتی جدیدتر بیافریند و ھمین امر او را در باتلاقی فرو می برد و مرگش را رقم می زند ھمانطور که

صدھا کلاھک ھسته ای نتوانست که شوروی را نجات دھد وبلکه اتفاقاً آنھمه ھزینه ھای تسلیحاتی بود

که آن ابرقدرت را به لحاظ اقتصادی بخاک سیاه نشاند و از درون در ھم شکست وعملاً و عمداً خودکشی

کرد تا بخش عمده بدھی ھایش از طرف غرب بخشوده شود.

درس مذکور بزرگترین عبرت برای جھانیان است و عجب اینکه عبرتی در کار نیست و ھمه کشورھای

گرسنه جھان ھم به دام رقابتھای تسلیحاتی افتاده و بھر قیمتی مشغول تھیه سلاح اتمی ھستند. در

حالیکه کشورھای جھان سوم برای تضمین بقا و امنیت خود نیز جھت در ھم شکستن ابرقدرتھا کافیست

که اصلاً دیناری صرف تسلیحات نکنند. وسوسه مسلح شدن کشورھای جھان سوم بزرگترین دامی است

که ابرقدرتھا برایشان پھن کرده اند.

آدمی بمیزان بی ایمانی اش مسلح می شود و سلاحی که حمل می کند او را به مھلکه می افکند. به

کسی که مسلح نیست ھرگز حمله مسلحانه نمی شود. این واضح ترین درس است که تاریخ بما می

آموزد و نیز ایمان ما. آیا چه کسی این درس را باور دارد؟ آیا موجب پیروزی دین خدا در تاریخ ، تسلیحات

بوده است؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 108


برچسب‌ها: تسلیحات اتمی,هابیل و قابیل,مسابقه تسلیحاتی,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۴ توسط رضا احدی | نظر(0)

آخرین وسوسه ابلیس(حمله آمریکا به ایران)

 

ربع قرن است که شیطان بزرگ (آمریکا) در وسوسه حمله به ایران است ولی در درون ھیئت حاکمه پس
پرده خود حمایت کافی ندارد. امروزه حتی استراتژیست ھای واقع بین آمریکا واروپا ھم اعتراف می کنند
که حمله به ایران یعنی پایان عمر آمریکا و لذا آغاز مرگ تمدن غرب درجھان . این حقیقت را حتی کسی
چون بوش ھم می داند ولی اصولاً او و ھمه جھانخواران غربی از وسوسه حمله به ایران به عنوان مھد
ایمان و فرھنگ زنده دینی (تشیع) ، رھائی ندارند. این وسوسه خود کشی ذاتی آنھاست که دست از
سرشان بر نمی دارد. این وسوسه تا زمانی که در ایران بوی ایمان و حق پرستی ھست،ادامه دارد. فقط
در دولت خاتمی بود که این وسوسه تا حدود زیادی در آمریکا فروکش نمود آنھم به دلیل آنھمه چاپلوسی
نسبت به آمریکا تا آن حد که آمریکا بعنوان تمدنی بر اساس دین و حُریّت معرفی شد.
بھرحال این چاپلوسی در آن مرحله شاید یک مصلحت سیاسی بود. لذا حامیان فراوانی در ایران ھم
بھمراه آورد. بھرحال بوش با مجوز شرارت قرار دادن ایران وعراق و افغانستان بعنوان قملرو اسلام
انقلابی شیعی جز نابودی تشیع منظوری ندارد. آن دو را که ویرانه ساخت وفقط ایران بعنوان قلب این
خطر باقی مانده است. خطر حمله به ایران زین بعد تا ظھور ناجی موعود بطور فزاینده ای باقی خواھد
بود. این حمله به ایران وجھان تشیع ھر چه کند برای خود آمریکا و غرب مترادف با خودکشی قطعی و
ابدیست. ولی تاریخ بما آموخته که حقیقت ھر چه که بیشتر موجب تھاجم قرار گیرد قدرتمندتر می شود
حتی اگر تا دم مرگ برود.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص109


برچسب‌ها: وسوسه ابلیس,حمله آمریکا,فروپاشی آمریکا,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۶:۰۰ توسط رضا احدی | نظر(0)

جنون جبر باوری و توطئه

 نظریۀ « توطئه » که امروزه بصورت یک ایدئولوژی بر بسیاری حاکم شده است که ھر امر و واقعه ای 

رایک دسیسه از جانب از ما بھتران می دانند : انگلیسی ھا ، روسی ھا ، آمریکائی ھا ، حکومت ھا و ..

سرنوشت ، اجنّه ، جادو ، شستشوی مغزی ، انرژی درمانی و ...... که صورتھا و عناوین متفاوتی از جنون

حاصل از این باور مالیخولیائی می باشد موجب از خود بیگانگی و نسیان و ھذیان و ستم پذیری انسان

و گریز از فھم واقعیت و مسئولیت خویشتن در جھان و مدرن است و در واقع مکتب « اصالت حماقت »

گریز از سرنوشت خویشتن و تبرئه اعمال خویش می باشد . پیروان این نظریه جز توجیه تبھکاری خود

مقصودی ندارند . پناه بردن به نظریۀ توطئه و باور به کاسه ھای زیر نیم کاسه در واقع تلاشی مذبوحانه

برای مسئول خود نبودن است این فرافکنی خود به ظلمت است و خود را در تاریکی قرار دادن و خود را

فھم نکردن و مسئول خود نبودن است .این نظریه بمانند ویروس ایدز اندیشه و روان بشر است . امروزه

این خرافه کھن که منشأ کفر و بی عھدی بشر بخویشتن است تحت عنوان دھھا نظریۀ بظاھر علمی و

سیاسی و روشنفکری و گاه دینی و عرفانی پنھان وتوجیه می شود که حتّی از نظریات کیھان شناسی

ھم بھره می برد .

جبر باوری و توطئه دانستن ھمه امور تا آنجا به پیش می رود که آدمی حتّی کل جھان ھستی را ھم یک

توطئه و توھم بداند که برای او تدارک شده است . جبر باوری موجب جنون و تباھی عقل واراده و

مسئولیت انسان نسبت به خودش می باشد . جنون و تباھی مدرن محصولی از این جبر باوری و جبر

پذیری است . انسان فقط یک دشمن و توطئه گر دارد و آن شیطان است که میخواھد انسان را بدبین و

مأیوس کند . بی تردید در ھمه جنبه ھا و ابعاد و موضوعات جھانی که در آن زندگی می کنیم ظواھری

ھست و نھفته ھا و باطن ھای پنھانی که از آن بی خبریم . این امر فقط شامل حال جھان سیاست و

اقتصاد و مسائل بین المللی نمی شود بلکه شامل حال مسائل خانوادگی و عاطفی ما ھم میشود و از

آن برتر شامل حال امیال و احساسات ما نیز می شود و شامل حال ھر علم و اندیشه و واقعیتی که در

جھان حضور دارد . ھر ظاھری باطنی دارد و ھر پیدائی نھانی دارد . ولی با دو نگاه می توان به این امر

نظر کرد نگاه معرفتی و نگاه دسیسه ای . آیا این نھان ھا حاصل جھل ماست یا حاصل دسیسه شیاطین و

اجنّه و از ما بھتران است .

انسان بیش از ھر چیزی نسبت بخودش جاھل است . یعنی نمی داند که این آرزو و فکری که در اوست

حاصل چه رازی در دل اوست . این رویاھای حیرت آور در خواب و بیداری برخاسته از چه اموری در ضمیر

پنھان اوست . آیا انسان بایستی ضمیر پنھان خود را یک توطئه گر بداند ؟ تئوری توطئه ھمان تقدیس جھل

خویشتن است .

انسان جاھل عادت دارد که ھر امری را که فھم نمی کند یک توطئه بخواند و بدینگونه خود را از زحمت

فھم امور تبرئه کند . پیروان فلسفه توطئه در واقع دشمنان اندیشیدن و معرفت می باشند و به زبانی

کاھلان وادی تفکّرند . در واقع پیروان تئوری توطئه اسیر ظلمت و جھل خویش ھستند حتّی اگر در لباس

علم و روشنفکری پنھان باشند . آنکه از فھم حقایق بیرونی گریزان است در واقع از کانون تفکر و خرد

وجود خودش فراری است یعنی عقل گریز است و لذا چنین افرادی بسوی جنون می روند . و در یک کلام

آنکه نمی خواھد خودش را فھم کند از فھم حقایق بیرونی گریزان است و تئوری توطئه نقابی بر این گریز

از خویشتن است . این جنون مھد بروز انواع جنایت و تبھکاری است و نیز ھر که خود مشغول توطئه است

ھمه را توطئه گر می یابد . بدین لحاظ تئوری توطئه یک عذاب الھی است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص103
برچسب‌ها: تئوری توطئه,نظریه توطئه,جبر,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۴ توسط رضا احدی | نظر(0)

عرفان و سیاست

عرفان ھمواره خصم قسم خوردۀ سیاست بوده است . چرا که عرفان بمعنای صدق با خویشتن است و

کسی که با خود صادق باشد با ھمه صادق است و چون سیاست بر دروغ و مکر و مردم فریبی استوار

است لذا در تضاد آشتی ناپذیر با عرفان قرار دارد ھمانطور که علی (ع) سلطان عارفان جھان بزرگترین

دشمن سیاست بود و به ھمین دلیل علی (ع) را بایستی غیر سیاسی ترین دولتمرد کل تاریخ بشر

دانست و لذا او را در حکومت پنج ساله اش دچار نوعی خودکشی سیاسی می یابیم و گاه می پندارند که

او اصلاً سیاست نمی دانست در حالیکه می فرماید :« اگر میخواستم سیاستمدار باشم ھمه

سیاستمداران عالم را به خاک می کشیدم» . بنابراین عرفان سیاسی یا سیاست عرفانی نداریم مگر .

اینکه دیوی چون عمرعاص پدید می آید .

یک عارف یا حکیم وقتی می تواند حاکم باشد که اکثریت مردم مؤمنان باشند در غیر اینصورت حکومت

علی (ع) تکرار می شود . و علی (ع) ھم پیشاپیش می دانست و علناً گفته بود که ھمانھا که با او بیعت

کرده بودند عدل او را تاب نخواھند آورد . و می دانیم علی (ع) به اکراه و برای اتمام حجت حکومت را

پذیرفت .

و در عین حال ھمه حاکمان جوامع نیز بر حکمتی حکومت می کنند که خود از آن غافلند . ھر حکومتی به

مثابۀ حاکمیت نفس اماره مردم بر مردم است و اینست که علی (ع) می فرماید که« ھر ملّتی لایق

حکومت خویش است» .به ھمین دلیل ھر گاه بقول قرآن ، نفس مردم تغییر کند حکومت ھم تغییر میکند

. بنابراین حکومت ھا ھم دارای ماھیت عرفانی ھستند . ھر حکومتی جمال آشکار نفس مردم آن جامعه

است اگر بد است و یا خوب است . ھر که به حکومت فحش می دھد در واقع بخودش فحش می دھد .

و امّا عارفان نیز حکومت خاص خود را دارند و آن قلوب مردم است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص102


برچسب‌ها: عرفان و سیاست,امام علی,صداقت,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.