X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۰ توسط رضا احدی | نظر(0)

مکتب اصالت اقتصاد

(آنانکه از سنگ هم پست ترند)
مذھب جھانی بشر مدرن ھمان مذھب اصالت اقتصاد است . بشر مدرن اقتصادی ترین بشر کل تاریخ
است که حتی رستگاری روح خود را ھم درگرو اقتصاد و پول می داند. و این بدان معناست که بشر ھرگز
تا این حد احمق و دیوانه نبوده است. امروزه حتی علمای دینی ھم بر این باورند که بی پول نمیتوان به
خدا رسید و لذا اصل اول دین آنھا اینست : آنرا که معاش نیست معاد نیست !؟ در واقع امروزه ھمه
مارکسیست و ماتریالیست شده اند که کرسی خدا و اساس عرش او را ھم علم اقتصاد می دانند.
و براستی که چه نیکو گفت امام خمینی که « اقتصاد مال خر است »ھر چند که این سخن ایشان ھرگز
پخش و تکرار نشد. واقعیت اینست که حتی خر و گاو ھم براساس اقتصاد زندگی نمی کنند و اینست که
ھیچ گاو و خری از گرسنگی نمی میرد و دچار سوء تغذیه و زخم معده نمی شود مگر آنھائی که در اسارت
بشرند که بیچاره ھا از جنون بشری دچار جنون گاوی و خری شده اند که در حقیقت جنون بشری است
که به آنان سرایت کرده است . اقتصاد مذھب خر ھم نیست مذھب شیطان است که فقط به بشر تعلیم
داده شده است . بشر اقتصاد پرست مصداق این کلام خداست که : از حیوانات ھم پست ترند. و بلکه از
نباتات و حتی جمادات: آنانکه قلوبشان از سنگ ھم سخت تر است – قرآن- یعنی از جنس فولاد و بتون
است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 14

برچسب‌ها: مکاتب اقتصادی,معاش و معاد,سوء تغذیه,پول و اقتصاد,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۵ توسط رضا احدی | نظر(0)
( یک آسیب شناسی دینی)
دینی که به عنوان ابزاری در خدمت توجیه و تقدیس استثمار و ریا و مفاسد اقتصادی باشد ھمان مذھب
ابلیس است که در قوم یھود مولّد مذھب سامری شد و به صھیونیزم رسید. و در مسیحیت مولدّ پلیدترین
نظام ممکن در تاریخ شد که معروف به امپراطوری کلیسای قرون وسطی می باشد که عملاً حاکمیت
شاھان و اشراف و فئودال ھا بود که بواسطه پاپ تقدیس می شد. و اما در جھان اسلام درھمان عصر
حضور امامان این مذھب ابلیسی در دستگاه اموی و عباسی شگل گرفت که سلطنتی به اصطلاح
شرعی بود. در تاریخ ایران نیز شاھد این حکومتھای شریعت پناه و آدمخوار ھمچون غزنویان و سلاجقه و
صفویان بوده ایم. و امروزه نیز چنین اسلامی بطرزی بغایت پیچیده بر نظام بازار ملی ما حکومت دارد و بعد
از انقلاب نیز پیچیده تر و مافیائی تر شده است تا آنجا که دولتھای مردمی مثل دولت احمدی نژاد موفق به
اجرای ھیچ اصلاح بنیادین در نظام اقتصادی نمی شوند زیرا اساس اقتصاد ما ربائی با کلاه شرعی است.
در تاریخ سده اخیر ایران نیز شاھد بوده ایم که ھر کسی ھم که خواسته ماھیت این اسلام بازاری را که
ادامه تاریخی اسلام اموی و عباسی می باشد بر ملا سازد و یا برعلیه آن اقدامی نماید بلافاصله از جانب
برخی علمای دینی و مراجع مورد تکفیر و ارتداد قرار می گیرد. مثل ارتداد میرزا کوچک خان جنگلی از
جانب روحانیون عصر خودش که منجر به سقوط نھضت او شد. مثل ارتداد و تکفیر مدرس و امام خمینی در
عصر خودشان و مثل ارتداد دکتر شریعتی از جانب برخی مراجعی که حافظ منافع نامشروع بازار بودند و
بعد از انقلاب ماھیت آنھا رسوا شد. مراجعی که به واسطه وصول خمس و زکاة به حلال سازی ربا می
پرداخته اند. اسلام بازاری به لحاظ ایدئولوژیکی ھمان اسلامی است که کسانی چون عبدالرحمن عوف
نزول خوار معروف و خلیفه سوم بنایش نھادند و زراندوزی را حلال نمودند و ربا خواری و احتکار را مباح
ساختند. این ھمان اسلامی بود که در مقابل علی (ع) ایستاد و حکومتش را تحریم و مرتد نمود. اسلام
بازاری کارخانه تاریخی تولید انواع کلاه شرعی برای محرمات و حرام خواری و ھمچون زالوئی بر کالبد
اسلام علوی بوده است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 104

برچسب‌ها: اسلام بازاري,اقتصاد اسلامي,نظام بانكي فاسد,كلاه شرعي,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۰ توسط رضا احدی | نظر(0)

پول و صداقت

آنچه که موجب دروغگوئی و ریاکاری و مکر بشر است تلاش برای پنھان داشتن امیال و افکار و اعمال

زشت است . و ھمه زشتی ھای بشر برخاسته از دنیا پرستی و بولھوسی ھای اوست و کل دنیای

بشری در پدیده ای بنام پول متمرکز و فشرده شده است و لذا پول پرستی حرف اول و آخر کفر و

مادیگری و تباھی بشر است و علت ھمه ریاکایھای اوست . و اینست که انسان پول پرست نمیتواند

در روابطش با دیگران صادق باشد زیرا روح و ادعای انسانی او در عاطفه و عشق و عقل و دین مانع

بروز پول پرستی صادقانه است . و اگر کسی بخواھد پول پرستی اش را در روابط آشکارسازد تک و

مطرود عالمیان می شود .

پس اینکه کافران ادعای صدق دارند و مؤمنان را ریاکار می دانند تھمت خلاف واقع است . زیرا فقط

خداپرستان و اھل تقوی می توانند در روابطشان صادق باشند زیرا خداپرستی و حق دوستی موجب

افتخار است و این پول پرستی و بولھوسی و خود خواھی است که موجب ننگ و نفرت میشود و لذا

باعث ریاکاری است. علی (ع) می فرماید: « من پیشوای مؤمنانم و پول ھم پیشوای کافران است ».

در تعریف اسلامی مؤمن کسی است که تحت اطاعت امام ھدایت است و امام ھدایت کسی است

که خدا را در دلش می پرستد و لذا مؤمنانش را از اسارت پول نجات می بخشد و اصولاً رستگاری

چیزی جز رستن از اسارت پول نیست زیرا پول پرست مجبور است که شبانه روز ریا کند و دروغ بگوید

حتّی به خودش. زیرا انسان پول پرست حتّی از خودش شرم می کند با خود صادق باشد .

پس ریاکاری علّتی جز پول پرستی ندارد. پول پرستی علّت خود فریبی است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 97


برچسب‌ها: پول پرستی,صداقت,عاطفه,خوشبختی,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۸ توسط رضا احدی | نظر(0)

درد شکم سیري

اگر از ھر صد تا درد و رنج و بدبختی که امروزه شاھدیم یکی ھم تا دو نسل پیش وجود نداشت دلیلش

فقط یک چیز است و آن شکم سیری و پر خوری و مصرف زیاده از حد در ھمه امور است . ھمه اینھا درد

عیاشی بیش از حد است حتّی معضله ای که نامش آزادی است و برایش عربده می کشند . کسی که

لااقل یک روز گرسنگی کشیده باشد به اکثر این دردھای مدرن مبتلا نیست . فقر و نداری و محرومیت

حلّال صد درد بی درمان است . کسی که فقیر باشد فقط فقیر است ولی شکمی که زیاده سیر شد ھر

روزی یک درد و بدبختی جدا پیدا میکند . ھیچ گرسنه ای نه دزد می شود و نه فاحشه . آنان که فقر را

علت بسیاری از مفاسد اخلاقی می دانند یا احمق ھستند یا حقّه باز . اینان ھرگز واقعیت را نمی

شناسند و فقط نظریه ھای فلسفی و جامعه شناسی مدرسه ای را واقعیت میپندارند . دزدی و الواطی

و فاحشگی و بزھکاری حاصل تازه به دوران رسیدگی و اشرافیت است . ھیچکس برای سیر کردن شکم

یا زیر شکم خودش دزد و زناکار نشده است بھتر است که تا این حد فقر را بی آبرو نکنیم و دین خدا را

متھم نسازیم مخصوصاً تحت عنوان ایدئولوژی اسلامی وشیعی . اینھا افکار امپریالیستی و کمونیستی و

ملحدانه است که لباس روشنفکری دینی بر تن کرده است .

اکثر دردھای بشر مدرن از بی دردی و فقدان درد آدم بودن است و بقول شاعر درد بی دردی علاجش

آتش است و لذا ھمه می سوزند و عربده می کشند .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 8

 


برچسب‌ها: فقر,گرسنگی,فاحشگی,دزدی,پرخوری,محرومیت,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۳ توسط رضا احدی | نظر(0)
مکتب اصالت اقتصاد
(آنانکه از سنگ هم پست ترند)
مذھب جھانی بشر مدرن ھمان مذھب اصالت اقتصاد است . بشر مدرن اقتصادی ترین بشر کل تاریخ
است که حتی رستگاری روح خود را ھم درگرو اقتصاد و پول می داند. و این بدان معناست که بشر ھرگز
تا این حد احمق و دیوانه نبوده است. امروزه حتی علمای دینی ھم بر این باورند که بی پول نمیتوان به
خدا رسید و لذا اصل اول دین آنھا اینست : آنرا که معاش نیست معاد نیست !؟ در واقع امروزه ھمه
مارکسیست و ماتریالیست شده اند که کرسی خدا و اساس عرش او را ھم علم اقتصاد می دانند.
و براستی که چه نیکو گفت امام خمینی که « اقتصاد مال خر است »ھر چند که این سخن ایشان ھرگز
پخش و تکرار نشد. واقعیت اینست که حتی خر و گاو ھم براساس اقتصاد زندگی نمی کنند و اینست که
ھیچ گاو و خری از گرسنگی نمی میرد و دچار سوء تغذیه و زخم معده نمی شود مگر آنھائی که در اسارت
بشرند که بیچاره ھا از جنون بشری دچار جنون گاوی و خری شده اند که در حقیقت جنون بشری است
که به آنان سرایت کرده است . اقتصاد مذھب خر ھم نیست مذھب شیطان است که فقط به بشر تعلیم
داده شده است . بشر اقتصاد پرست مصداق این کلام خداست که : از حیوانات ھم پست ترند. و بلکه از
نباتات و حتی جمادات: آنانکه قلوبشان از سنگ ھم سخت تر است – قرآن- یعنی از جنس فولاد و بتون
است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 14

برچسب‌ها: اقتصاد,خوشبختی,سوء تغذیه,امام خمینی,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

هزینه زندگی و خط فّقر

 

امروزه کل فلسفه حیات بشر بر مدار اقتصاد تفسیر و تدبیر می شود و به لحاظی بشر مدرن را بایستی

یک حیوان تماماً اقتصادی دانست که برای اقتصاد زندگی می کند . اقتصاد امری در خدمت زندگی نیست

بلکه زندگی در خدمت اقتصاد است و فلسفه زندگی جز در فلسفه اقتصاد قابل فھم نیست .

بشر در طول تاریخ مستمراً اقتصادی تر و پر ھزینه تر و گران تر شده است . ھر چه که از معنویت و ایمان

و محبّت و احساس حیات و ھستی اش کاسته می شود برای ادامه حیات محتاج پول و مصرف و عیاشی

و بازی بیشتری است . آدمی ھر چه که پوچ تر و بی معنا تر می شود و حس ھستی را از دست میدھد

زندگی اش پر ھزینه تر و جھنمی تر می شود . ھزینه زندگی ھر فرد و خانواده و جامعه ای نمایانگر طبقه

ای از دوزخی است که در آن بسر می برد . ھر چه طبقه دوزخ عمیقتر و سوزانتر باشد خرج اقامت و ادامه

حیات در آن ھم بالاتر است . آنچه که تورم نامیده می شود ھمان نرخ طبقات دوزخ است . جامعه پرتورم

تر ھمان جامعه ربائی تر و قحطی زده تر و نابوده تر و دوزخی است و انسانھا ھم پولکی تر می شوند و

شبانه روز جز به پول نمی اندیشند و جز بر اساس پول با ھم محاوره و رابطه ای ندارند . آنچه که امروزه

پیشرفت و توسعه نامیده می شود چیزی جز توسعه اعماق دوزخ و پیشرفتن در آن نیست . در چنین

جامعه ای پول حرف اول و آخر را می زند و ھمه روابط بر ھمین اساس پی ریزی شده و استمرار مییابد

: دوستی ھا ، زناشوئی ھا ، روابط فرزندان و والدین ، رابطه دولت و ملّت و غیره . آنان که زیر خط فقرند

پشت درب دوزخ جا مانده اند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص231


 


برچسب‌ها: خط فقر,اقتصاد,کمبود محبت,تورم,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۱ توسط رضا احدی | نظر(0)
چند معمای جامعه شناختی

*چرا ھر چه تبلیغات دینی بیشتر می شود مردم بی دین تر می شوند ؟

*چرا ھر چه جاده ھا اتوبانی و خیابانھا چراغانی و اتومبیلھا مجھزتر می شوند آمار تصادفات و مرگ و میر
حاصل از این امر بیشتر می شود ؟

*چرا ھر چه خدمات بھداشتی و درمانی بیشتر و علم پزشکی کاملتر می شود بیماریھا ھم بیشتر و
لاعلاج تر می شود ؟
*چرا ھر چه مردم مرفه تر می شوند شاکی تر می شوند ؟

*چرا حاصل مھر و عطوفت ، شقاوت و عداوت است ؟

*چرا ھر چه آزادی بیشتر می شود مردم آزادیخواه تر می شوند ؟

*چرا ھر چه مردم سیرتر می شوند بیشتر احساس قحطی می کنند ؟

*چرا ھر چه تحصیلات بالاتر می رود جوانان لاابالیتر و احمق تر می شوند ؟

*چرا ھر چه آمار سواد بالاتر می رود شمارگان انتشار کتاب کمتر می شود ؟

*چرا ھر چه کنترل و نظارت قانون بیشتر می شود نرخ جرم و جنایات بالاتر میرود ؟

*چرا ھر چه خدمات روستایی بیشتر می شود مھاجرت به شھرھا ھم بیشتر می شود ؟

*چرا ھر چه ایمنی و بیمه ھا بیشتر می شوند نا امنی مردم ھم بیشتر می شود ؟

****
پاسخ ما :زیرا آخرالزمان است و ارزشھای دنیوی بی خاصیت شده و بلکه حاصلی معکوس ببار میآورد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 79

برچسب‌ها: معما,تبلیغات دینی,رفاه اجتماعی,نرخ جرم و جنایت,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۴ توسط رضا احدی | نظر(0)

 

 

 

جنون پولی

یک بررسی آماری نشان میدھد که ھمه آحاد بشری بر روی زمین از گرسنگان آفریقا تا بانکداران آمریکا،

فقط یک مشکل دارند و آنھم مسئله بی پولی یا کم پولی است. ولی در عوض حتی یک آدم پیدا نشده که

خود را دچار مشکل بی عقلی یا کم شعوری بداند. در گذشته تاریخ انگشت شماری آدم بنام عارف بودند

که خود را فقط دچار کم شعوری می دانستند و ھمان اندازه پول ھم که داشتند را اضافی دیده و آنرا به

مردم می بخشیدند که البته نسل این جور آدمھای بی عقل برافتاده است. ھمچنین یک بررسی آماری

دیگر نشان میدھد که ھمه آحاد بشری بر روی زمین خود را مومن و خداشناس می دانند. و نیز اینکه در

گذشته تاریخ انگشت شماری آدم بنام پیامبر بودند که خود را کافر و خدانشناس میدانستند که الحمدالله

نسل آنھا ھم برافتاده است و چه خوب.

لذا نتیجه می گیریم که بشر به لحاظ تاریخی وارد مرحله ای شده که توانسته ریشه کفر و جھل را براندازد

و فقط زین پس تا پایان تاریخ فرصت دارد که ریشه بی پولی را ھم براندازد. ولی با کمال تعجب ھر چه که

بیشتر توفیق حاصل می شود برخی مشکلات و امراض جدید پیدا شده اند که به ھیچ وجه نمی تواند

ریشه آنرا برانداخت مثل ویروس ایدز، سرطان، آنفولانزا، اعتیاد، جنون، خودکشی، خودفروشی، بمب

اتمی، سلاحھای میکروبی و ھزاران مورد دیگر. و البته تحقیقات نشان داده که ھمه اینھا از بی پولی

است. خدا را شکر که بشر پول را کشف کرده است و خدا می داند که قبل از کشف پول بشر چقدر

مشکلات داشته است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 18


برچسب‌ها: فقر,خودفروشی,تاریخ پول,سلاح میکروبی,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۴ توسط رضا احدی | نظر(0)

 

 

 

جنون پولی

یک بررسی آماری نشان میدھد که ھمه آحاد بشری بر روی زمین از گرسنگان آفریقا تا بانکداران آمریکا،

فقط یک مشکل دارند و آنھم مسئله بی پولی یا کم پولی است. ولی در عوض حتی یک آدم پیدا نشده که

خود را دچار مشکل بی عقلی یا کم شعوری بداند. در گذشته تاریخ انگشت شماری آدم بنام عارف بودند

که خود را فقط دچار کم شعوری می دانستند و ھمان اندازه پول ھم که داشتند را اضافی دیده و آنرا به

مردم می بخشیدند که البته نسل این جور آدمھای بی عقل برافتاده است. ھمچنین یک بررسی آماری

دیگر نشان میدھد که ھمه آحاد بشری بر روی زمین خود را مومن و خداشناس می دانند. و نیز اینکه در

گذشته تاریخ انگشت شماری آدم بنام پیامبر بودند که خود را کافر و خدانشناس میدانستند که الحمدالله

نسل آنھا ھم برافتاده است و چه خوب.

لذا نتیجه می گیریم که بشر به لحاظ تاریخی وارد مرحله ای شده که توانسته ریشه کفر و جھل را براندازد

و فقط زین پس تا پایان تاریخ فرصت دارد که ریشه بی پولی را ھم براندازد. ولی با کمال تعجب ھر چه که

بیشتر توفیق حاصل می شود برخی مشکلات و امراض جدید پیدا شده اند که به ھیچ وجه نمی تواند

ریشه آنرا برانداخت مثل ویروس ایدز، سرطان، آنفولانزا، اعتیاد، جنون، خودکشی، خودفروشی، بمب

اتمی، سلاحھای میکروبی و ھزاران مورد دیگر. و البته تحقیقات نشان داده که ھمه اینھا از بی پولی

است. خدا را شکر که بشر پول را کشف کرده است و خدا می داند که قبل از کشف پول بشر چقدر

مشکلات داشته است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 18


برچسب‌ها: فقر,خودفروشی,تاریخ پول,سلاح میکروبی,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

فلسفه بیکاري

یکی دیگر از ویژه گیھای عصر مدرن در قلمرو فرھنگ ومعرفت اینست که ھمه امور دارای تفسیری

اقتصادی ھستند حتی مسائل جنسی و تربیتی . اگر واقعاً ھمه امور علتی اقتصادی یافته اند بدین

معناست که انسان مدرن تا چه حدی علیل و جاھل و خرفت و پست شده است که سرنوشت روح و

روانش را ھم پول تعیین می کند. پس اگر مسئله بیکاری در جوامع مدرن جز اقتصاد علتی دیگر نداشته

باشد عجیب نیست. ولی در اقتصادی ترین آدمھا ھم اگر عمیقتر نظر کنیم علتی روانی می یابیم. اصولاً

انسان ھر چقدر ھم که پست شده باشد ھنوز انسان است یعنی نشانی از روح دارد.

معلوم نیست که چرا لااقل یکی از علل بیکاری را مسئله علاقه فردی بیکاران نمی د انند . یعنی اصرار

شدید در کار مورد علاقه و یا اصلاً میل به بیکاری . در عصری که تنوع کار و مشاغل بطور روزانه در حال

افزایش است دلیلی چندان مھم برای نیافتن کار مورد علاقه وجود ندارد. در عصر قدیم فقط ده نوع شغل

وجود داشت و عامه مردم بیکار نبودند الا اشراف که نیازی بکار نداشتند و اشرافیت خود نوعی کار

محسوب می شد . ولی حالا که ھزاران نوع شغل پدید آمده اینھمه بیکاری زیاد شده است.

بنظر ما علت العلل بیکاری چیزی جز اراده به بیکاری نیست و این ھمان رشد فکر اشرافی و اشرافیت

فکری است که جھانگیر گردیده است و آن بدلیل رفاه پرستی تکنولوژیکی و تنبلی حاصل از فرھنگ

تکنولوژیکی می باشد . به ھمین دلیل در فرھنگھای دھقانی و شبانی بیکاری در حداقل است. درحالیکه

فقر در حداکثر است و درآمد نیز بس اندک و بخور و نمیر است. درواقع بیکاری مرضی مسری و جھانگیر

است و علاجی اقتصادی ندارد.

بیکاری یک بیماری فرھنگی عصر مدرنیزم است نه یک معضله اقتصادی الا در مواقع جنگ یا بحرانھا .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص11


برچسب‌ها: بیکاری,رفاه,تنبلی,پول,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.