X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۰ توسط رضا احدی | نظر(0)
 
معنویت و مذهب انسان صنعتی
امروزه انسان صنعتی در موزه ها و گالریها و جهان سینما و ادبیات سورئالیستی به جستجوی معنویت و مذهب و قداست است.
معنویت و مذهب انسان صنعتی در هنر پرستی و قدمت پرستی و اسطوره پرستی و پرستش نیاکان و تاریخیگری و نوعی ناسیونالیزم شبه مذهبی خودنمائی می کند که تماماً نمایشی از یک بیماری هولناک و دروغی مالیخولیائی است.
امروزه انسان کامل در هالیوود والمپیک ها به عرصه ظهور می رسد یعنی مکتب اصالت بدن محض!
استاد علی اکبر خانجانی
کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۴۴

برچسب‌ها: سینمای هالیوود,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

انسان امپریالیست


کسی که از دوست داشتن اکراه دارد و بلکه فقط می خواهد که دوست داشته شود ذاتاً امپریالیست است...
شناخت امپریالیستی سودائی جز محبوبیت خویش ندارد و آنگاه هم که محبوب واقع شد نابود می کند زیرا تاب تحمل این محبوبیت را ندارد....
انسان امپریالیستی، یعنی انسانی که جز محبوب واقع شدن ندارد در عمل هم حامی و مرید قدرتهای امپریالیستی جهان است : مرید شاهان و دیکتاتورها و جهانخواران رنگارنگ. اینست که همه این نوع آدمها امروزه تمدن غرب و خاصه آمریکا را کعبه آمال خود می دانند. اینان دشمن عشق و دل هستند و لذا برای پنهان ساختن ماهیت خود، کردارشان تماماً تعاشقی و دلبری می باشد. همه امپریالیست ها ملوس هستند و تواضع نمایی و هنر فروشی و عشق - بازی مذهب آنهاست.


استاد علی اکبر خانجانی
کتاب شناخت شناسی ص ۹۰



برچسب‌ها: انسان امپریالیست,تمدن غرب,عشق بازی,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

لیبرالیزم  در جوامع اسلامی


261-  امروزه قدرتمندترین و ظلمانی ترین و حق بجانب ترین حجاب بین انسان و فطرت الهیش همانا علوم و فنون و هنرها و مکاتب و ایده های لیبرالی حاکم بر مدرنیزم است که در جوامع اسلامی لباس فقاهت هم پوشیده اند و این حجابی اندر حجابی دگر است و ظلمتی مضاعف که به کمتر از ایدز و ابولا و بمبهای اتمی و نوترونی و شیمیائی شکافته نمی شود متأسفانه! این حق آن باطل است آنگاه که حتی علمای اسلامی و شیعی، علوم و فنون غربی را همان علم لدنّی رسول خدا می دانند و در واقع مدعی خود تمدن غرب هستند که  باید از آن مسلمین باشد. این همان استکبار در لباس اسلام است که مسلمین را دچار خود زنی و خود تکفیری جهانی کرده است تا آنجا که تمدن غرب برای نجاتشان به میدان آمده و شهرهایشان را بمباران می کند تا آنها را از شر چنین اسلامی برهاند!؟ این حق کفر است به گردن نفاق!


از کتاب " فطرت خدا و فطرت بشر " استاد علی اکبر خانجانی


https://t.me/modernism2



برچسب‌ها: لیبرالیزم,بمب نوترونی,استکبار,خود تکفیری,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

غریزه حکومت

همینکه هر کسی ذاتاً در عطش " شاه " شدن است کافیست که حکومت را هم یک غریزه بدانیم که از بدو کودکی و از دوران قبل از آموزش سیاسی خودنمائی می کند. یعنی حکومت همچون هر غریزه ای بطور خود بخود و کور عمل می کند حتی اگر گرداننده گانش بقول افلاطون همه فلاسفه و عرفا و مرتاضان باشند. این است که همه حکومتها در سراسر جهان ماهیتی واحد دارند همانطور که غریزه جنسی در همه افراد بشری از ماهیت و عملکردی واحد برخوردار است.

.... و خدا هم خدای غرایز است. چطور حکومت می تواند حکومت غرایز نباشد و بلکه حکومت خدا بر روی زمین باشد؟ و تازه چرا هر حکومتی همان حکومت خدا بر روی زمین نباشد، مگر غرایز همان ارکان حکومت خدا در نفس بشری نمی باشد. چرا خدا بغیر از زمین و انسان در هر جای دیگری می تواند باشد؟ اصلاً چرا ما که هنوز غرایز را درک نمی کنیم باید بتوانیم خدای نادیده و ناشنیده و نامحسوس و نامعقول را درک کنیم. 

تا زمانی که انسان به غیر از خودش مخاطبی دارد حقیقتی را درک نمی تواند کرد.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب فلسفه غرایز ص ۸۲

https://t.me/modernism2


برچسب‌ها: غریزه حکومت,حکومت مرتاضان,حکومت عرفا,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

بزرگترین بیماری روانی بشر

ولی در عرصه شناخت مدرن و مدرنیته فقط چیزهایی ارزش دارد که قابل تبدیل به قدرت مادی باشد و قابل خرج کردن باشد از جمله زیبائی. و اصلاً حتی کالاهای صنعتی هم برای جلب مشتری بایستی زیبا باشند تا چه رسد به انسان. و نیز آن انسانی که دارای اشیای زیباتری هست زیباست و گرنه زشت تلقی می شود حتی در نزد خودش : خانه زیبا، ماشین زیبا، مبل زیبا و لباسهای زیبا و ظروف زیبا. در اینجا می توان " زیبائی" را بعنوان بزرگترین بیماری روانی بشر ملاحظه کرد. این بیماری همان زشت شدگی انسان است. به بیان دیگر بشر بمیزانی که زشت می شود بیماریها هم از وی بروز می کنند. زشتی و بیماری یکی است. اینست که ایدز و کادیلاک شدیداً امری واحد هستند بهمراه دریایی از لوازم آرایش و یک لشکر از متخصصانی که شبانه روز در خدمت زیبا سازی صاحبان این کالاها و امراض قرار دارند و برق و چراغانی ها و نور افکنی ها.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب شناخت شناسی ص ۱۱۹



برچسب‌ها: بیماری روانی,زیبائی,زشتی,ایدز,لوازم آرایش,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۹ توسط رضا احدی | نظر(0)

پسا مدرن

و اما عرصه ما بعد مدرن فقط یک ایده است هنوز، ولی نه ایده ای بهشتی که محصول به یاد آوردن باشد بلکه ایده ای که عین فراموشی و خموشی است و تلاش برای رهایی از کل جریان مدرنیته و شناخت مدرن، آنگونه که مثلاً در اندیشه هایدگر در اواخر عمر بروز کرد،رهایی از ایده بهشت و کل بهشت که کارخانه ایده است و اراده. بنابر این چیزی بنام شناخت پست مدرن نمی تواند وجود داشته باشد زیرا عرصه واقعیت " پسا مدرن" مربوط به واقعه رهایی از کل جریان شناخت است پسا مدرن همان " پسا شناخت" است فراسوی شناخت. این فراسویی در یک بشر مسخ شده کامل بواسطه مدرنیته که دیوانه کامل است و در یک عارف کامل به لحاظی عین هم است زیرا هر دو " خود" را کاملا از دست داده و فراموش کرده اند ولی اینکه تفاوت در چیست جای سخن ندارد زیرا فراسوی شناخت است.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب " شناخت شناسی" ص ۱۰۶


برچسب‌ها: پسا مدرن,هایدگر,بشر مسخ شده,عارف کامل,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۰ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

برابری و یا تضاد بین زن و مرد


۱۹۹- هر چیزی در مرد مشابه اش در زن معنا و خاصیت و بروز کاملاً متضادی دارد هم به لحاظ جمال و رفتار و گفتار و سلیقه و هم به لحاظ صفات و ذهنیت و احساسات و اراده. همانطور که ظاهر و باطن هر چیزی متضاد است زن و مرد هم ظاهر و باطن انسان هستند. به همین دلیل تشابهات بین زن و مرد در حقیقت تضادهای آنهاست و بالعکس. و نیز به همین دلیل برابرسازی زن و مرد که آرمان مالیخولیایی تمدن جدید است به معنای دشمن سازی این دو با یکدیگر است. این اساس روانشناسی جنسیت است که من آنرا بر حقوق واقعی اش استوار نموده ام و بدین ترتیب بنیاد هر روان شناسی را فراهم کرده ام و ابطال روان شناسی مدرن غرب را واضح ساخته ام.

۲۰۰- من امروزه تنها کسی هستم که صاحب " علم کتاب " می باشم.

استاد علی اکبر خانجانی
کتاب " هستی بایستی "


برچسب‌ها: برابری زن و مرد,تضاد زن و مرد,روانشناسی جنسیت,روانشناسی مدرن,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۷ توسط رضا احدی | نظر(0)


احساس نابودی « عصر پوچی »

دردم از ھیچ است و درمانم به ھیچ!


به لحاظی عصر جدید را بایستی عصر نابودی بشر دانست. امروزه ھر کسی از پیر و جوان و فقیر و غنی و
شرقی وغربی و کافر و مؤمن به نوعی دچار چنین احساسی است که عموماً ھیچ دلیل منطقی ھم
ندارد. این وضعیت روانی از احساس پوچی آغاز شده و به احساس ھراس از نابود شدن میرسد که
آستانۀ اعتیاد و خود کشی و جنون و جنایت است .
نیچه بزرگترین فیلسوف آینده تاریخ تمدن غرب ، عصر جدید را عصر حاکمیّت جھانی نیھیلیزم (نیست
انگاری ) و خود را ھم پیامبر این عصر نامیده است. خود او نیز در قھقرای این ھیچی و پوچی سقوط کرد و
ده سال آخر عمرش را در جنونی بس عجیب ، خاموش ماند و فقط نظاره کرد. او تراژیکترین سیمای
فلسفۀ غرب است. در فلسفۀ او از مطلق کفر تا غایت ایمان حضور دارد و لذا ھر کسی میتواند خود را با
او ھم ذات پندارد. برخی او را نابغه و برخی او را دیوانه می خوانند برخی ھم قدیسش می پندارند برخی
ھم عین شیطان. بھرحال او ھمه وجوه انسان مدرن را در خود دارا بود و کاملترین انسان مدرن محسوب
می شود .
بھرحال احساس پوچی و نابودی بشر مدرن چند علت منطقی دارد:


1- شکم سیری و عیاشی و مصرف پرستی و آزادیھای بی قید و شرط.

2- به کام رسیده گی سریع .

3- دانائی و اطلاعات بی خاصیت و بی معنا که حاصل سواد آموزی اجباری و رسانه ھای جھانی و انفجار

اطلاعات است .


4- تضاد فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی .

5- ناامنی حاصل از امراض لا علاج و سلاحھای امحای جمعی .


6- نابودی اعتماد و وفا و محبت مخصوصاً در خانواده ھا .


7- سبقت تکنولوژی از اراده بشری .

8- آثار روانی آلوده گیھای محیط زیست مثل وآب و ھوا و آلوده گیھای صوتی و امواج ماھواره ای .


ولی بنظر ما علت العلل این پوچی و نابودی واقعه ایی است که ما آنرا آخرالزمان و قیامت می نامیم که

عرصه ظھور اعماق نفس بشر بواسطه تکنولوژی می باشد و قلمرو ظھور حق و رویاروئی با خداوند که
غایت قیامت است. ظھور حق منجر به ابطال نفس بشر گشته است و بیھوده گیھای امیال و آرزوھا و
باورھای دیرینه انسان در طول تاریخ . بسیاری از اصول بدیھی علم در حال ابطال است. بسیاری از قواعد
و قوانین اجتماعی در حال انقراض است. بسیاری از باورھا و مقدسّات کھن در حال فروپاشی میباشد و
بطالت و دروغ بسیاری از ایده الھای بشری محقق گردیده است و بسیاری از آرمانھا و ایدئولوژیھا در ورطه
عمل به پوچی رسیده اند و بسیاری از ادعاھا رسوا گردیده اند و ھر کسی در نزد خودش ھیچ و پوچ شده
است. و این نتیجه اجتناب ناپذیر عصر خرد گرائی و علم پرستی است که بسیاری از عرفای قدیم قرنھا
پیش از این به آن رسیده و بطالت عقل علیتّی را درک نموده بودند .
بشریّت بر آستانه عقل و علم و عشق و آرمان برتری قرار دارد و نیز دین و آئین برتر و تمدنی دگر. ولی تا
یافتن درب این انسان و جھان دگر قربانیان بسیار خواھند بود و نسل ھای میلیونی و میلیاردی فدا خواھند
شد. و نیھیلیزم ھمچون مسلخ یک دوره از تاریخ رخ نموده و بشریّت را به فراسوی تاریخ می خواند و
پروندۀ مدرنیزم را می بندد وجھان براستی پست مدرن را افتتاح می کند. برای نجات از این مسلخ تاریخی

ایمانی ناب و معرفتی قلبی و عشقی خالص میطلبد. دیگر مذھب شرک و نفاق بکار نمی آید .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 172


برچسب‌ها: احساس پوچی,میل به خودکشی,آخرالزمان,فاصله طبقاتی,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۳ توسط رضا احدی | نظر(0)
قاعده بازي
ھر نوع فعالیت بشری بخصوص در عصر مدرنیزم برای خود دارای قاعده وقانونی مدوّن است و این از
ویژگیھای مدرنیزم است که حتی غریزی ترین اعمال بشری ھم تحت الشعاع قوانین خاص انجام میشود
و آدابی معین دارد که حتی آموزش داده می شود مثل روابط جنسی.
و امّا بازیھا که یکی از مھمترین فعالیت بشر مدرن ھستند وبرای خود دارای سازمانھای ملی وبین المللی
است ودر دانشگاھھا نیز تدریس می شود دارای چه قاعده ای اصولی وبدیھی است. قاعده بازی چیست
؟ ورزشھا ، ھنرھا ، تفریحات و....؟
اصولاً فرق بازی از سائر اموری که جدی تلقی می شود ھمانا بی قاعده گی وبی قانونی آن است
و ھمین امر ذات بازی را تشکیل می دھد وگرنه از ذاتش بیگانه می شود . زیرا بازی مربوط به پر کردن
زمان خارج از قاعده و قانون است و لذا به معنای استراحت و تفریح است تا بتواند خستگی حاصل از فشار
قانون را دفع کند.
ولی شاھدیم که امروزه بازیھا ھم دارای قواعد و قوانینی مدون ھستند و طبق اصولی تدریس می شوند
و دارای دستگاه قضائی ھم می باشند و بصورت حرفه رسمی بسیاری از افراد بشری در آمده است. این
تضاد ذاتی چگونه فھم می شود . یعنی چگونه یک عمل غیر قانونی که ذات وجودیش بر بی قاعده گی
است می تواند قانونمند شود . چطور می شود بازی را جدی کرد . ولی بھرحال چنین اتفاقی افتاده است
وبسرعت در حال توسعه می باشد . این به چه معنائی است ؟
از طرفی دیگر شاھدیم که بسیاری از فعالیتھای جدی بشر که جزو جدیت ذاتی وتاریخی او بوده در حال
شوخی وبازی شدن یعنی در حال بی قاعده شدن وغیر قانونی شدن است . این ھمان جریانی است که
بسیاری از ارزشھای تاریخی بشر را باطل نموده است زیرا ھر ارزشی بدان دلیل ارزش است که دارای
جدیت مستحکم وھویت قانونمند است . مثلاً شاھدیم که عشق و ازدواج که یکی از جدی ترین احوالات
واعمال بشر بوده تبدیل به بازی شده وھمه قواعد خود را در حال باختن است . ویا شاھدیم که بدن
واعضای بدن تبدیل به یک اسباب بازی شده وبا آن ھر کاری می شود مثل جراحیھای پلاستیک . ویا کل
جامعه بشری تبدیل به موش آزمایشگاھی واسباب بازی وآزمون تئوریھا وخیالبافی ھای گروھی گردیده
است مثل ایدئولوژیھای آرمانشھری وآزمونھای علمی –فنی . دوستی که مبدل به یک بازی دائمی شده
ورفیق بازی بخش عمده ای از عمر ھر فردی را مشغول می کند در حالی که یک رفیق واقعی وماندگار
نیست . یا کل جریان حکومتھای دموکراتیک که ھمچون یک بازی کودکانه (شاه بازی) رخ می دھد و . ...
پس باید گفت که امروزه جای بازی وجدی یعنی جای قانون وبی قانونی عوض شده است یعنی واقعیت
ومجاز جانشین ھمدیگر شده اند . به ھمین دلیل است که امروزه شاھد سلطه مطلقه سینما برھمه
ارکان زندگی بشر ھستیم حتی در تعیین حکومتھا . زیرا سینما ذاتا بًر بازی است ومکتب اصالت بازی می
باشد وبه ھمین دلیل پر جاذبه ترین حرفه ھاست.
علی (ع) می فرماید:« ھر جنگی اولش بازی بوده است »ولذا عصر مدرنیزم عصر جنگ بلاوقفه برروی .
زمین است وھیچ جای زمین بدون جنگ نیست واین جنگ تاقلب خانواده ھا جاریست . این حاصل مکتب
اصالت بازی است . اصلاً مدرنیزم حتی در معنای لغتش دارای این ماھیت است زیرا « مد » یعنی بت ،
صورت ، ماسک . واین قاعده ھر بازی کودکانه است مثل عروسک بازی . ھمانطور که عصر بت پرستی
بشر ، عصر کودکی تاریخی او تلقی می شود امروزه ھر چیزی یک بت است ومدرنیزم یعنی مکتب اصالت
بت ومد ، عروسک وشکلک وماسک . مدرنیزم یعنی عصر تجسم بخشیدن به امیال وتوھمات وتخیلات .
وھر چه که دارای صورت نباشد بی ارزش است . واین ماسک پرستی است . ولذا شاھدیم که امروزه ھر
مرد وزنی یک ماسک است ماسکی که مستمراً تغییر می کند . واین بازی ماسکھاست . ماسک ، قاعده
بازی است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 94

برچسب‌ها: قوانین فوتبال,سازمانهای بین المللی,تفریح,جراحی پلاستیک,مد,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۲ توسط رضا احدی | نظر(0)
فلسفۀ پفک
به لحاضی دگر تمدن مدرن را بایستی تمدن پفکی نامید که دوران پف کردن و ورم نمودن ھمه چیز ھاست
:
اشیاء ، مصنوعات ، میوه جات ، آدم ھا ، اندیشه ھا ، عواطف و کل معیشت و اقتصادی که ذاتش بر تورم
است . و این خود یکی از بر جسته ترین شاخصه ھای رشد مدرن می باشد که خود از ویژ گی دوزخ است
که در آن ھمه چیز در حال پخته شدن و پف کردن و نھایتاً سوختن و تفاله شدن است .
صورتھای پف کرده ، شکم ھای ورم کرده به ھمراه اندیشه ھا و احساسات متورم و در حال انفجار . عصر
جدید عصر انفجار است از انفجارات اتمی تا عصبی و روانی و اجتماعی و انفجار اطلاعات تا انفجار کل
زمین . زمین پف کرده و آسمان نیز پف کرده و در حال انفجار است و منفجر نیز گشته است ( پاره شدن
لایۀ اوزون ). گویی کل تاریخ بشر به غایت تورم رسیده و در حال ترکیدن است . غایت دانش و تکنولوژی
ھم در علوم ذره ھای بنیادین رسالتی جز پف کردن در دل ذرات ندارد که آنھا را بترکاند گویی کل تمدن
مدرن تمدن پف کردن و منفجر ساختن است .
خداوند با دمیدن روح خود ، جھان و جان و انسان را آفرید و عدم را بوجود آورد و انسان ھم با دمیدن نفخه
دوزخی نفس و اندیشه خود در حال منفجر کردن جھان است . گویی انسان به تقلید از خالق به جنون
افتاده که به جای آفریدن نابود میکند. پف کردن خدا کجا و پف کردن بشر کجا .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 64

برچسب‌ها: پفک نمکی,تورم,رشد,انفجار,روح,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.