X
تبلیغات
بی همتا
بی همتا
دانلود رایگان کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی
نوشته شده در تاريخ جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۳ توسط رضا احدی | نظر(0)
بنیاد رابطه خانواده با جامعه
(خانواده درمانی)
می دانیم که اساس پیدایش خانواده غریزه جنسی است و بر ھمین غریزه نیز استمرار می یابد و ھر کجا
این مسئله دچار خدشه گردد بنیان آن خانواده نیز به لرزه می آید. ولی اساس روابط اجتماعی در خارج از
خانواده ھمان غریزه معیشت و اقتصاد است . بدین گونه کل اساس گردھمائی و جوامع و مدنیت بر دو
غریزه جنسی و شکمی استوار است . یعنی آنچه که تمدن نامیده می شود در ھسته مرکز وپنھانش بر
زیر شکم استوار است و در سیمای آشکار اجتماعی اش بر غریزه شکم . و می دانیم جامعه بیرونی
حاصل روابط افراد تشکیل دھنده خانواده ھاست بنابراین این روابط ھمان رابطه بین دو غریزه جنسی و
شکمی می باشد و این بنیاد ھر اجتماعی بر روی زمین بوده است . ھمانطور که بنیاد قانون و شرع ھم
بر اساس حقوق زناشوئی و اقتصادی استوار است و پدیده ھائی مثل فرھنگ و علوم و فنون و سیاست
و حکومت حاصل ارتباط بین این دو غریزه مذکور و قوانین و اصول و مسائل و نیازھای ناشی از این ارتباط
متقابل است . بنابراین کل سلامت و رشد و ماھیت ھمه پدیده ھای ا جتماعی و مدنی بشر منوط به
ماھیت و سلامت روابط جنسی و معیشتی د رجامعه می باشد که ھسته اصلی و عملی آن در خانواده
پنھان است و بر دوش زن و مرد می باشد که زن مسئول اصلی سلامت جنسی است و مرد ھم مسئول
ارضای معیشت می باشد . و لذا ھمه معنویات و مقدسات و فرھنگ و عواطف یک جامعه برخاسته از
عملکرد این دو فرد در قلمرو این دو وظیفه می باشد. یعنی ھر مشکل و معما و ناھنجاری و فساد و
تبھکاری در جامعه و حکومت ھم حاصل ناھنجاری در انجام این دو وظیفه غریزی است : آداب و حقوق
خوردن و جماع کردن . بنابراین باز ھم خانواده و خانواده درمانی را اساس ھمه راه حل ھای جوامع بشری
می یابیم . و این در حالی است که متأسفانه اھمیت خانواده امروزه درحال فراموشی می باشد و از

قلمرو سیاستھای کلی در حال حذف شدن است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 269

 

 


برچسب‌ها: خانواده,غریزه جنسی,زناشویی,مقدسات,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

روانشناسی آدم خود بزرگ بین

 

تلفن زنگ می زند و گوشی را بر می دارید و جز صدای الو الو چیزی نمی شنوید گوئی این شمائید که با
او تماس گرفته اید ونه او. آنقدر الو الو می کند تا شما او را بشناسید و سلامش کنید. او حتی اگر بیمار
ھم باشد و شما را طبیب خوبی بداند بیماری خود را در نزد شما طرح نمی کند بلکه می گوید : یکی از
آشنایان ما فلان بیماری را دارد و .... تا نظر شما را بشنود و بی مزد و منت آنرا مخفیانه بکار گیرد. او ھرگز
سئوال نمی کند زیرا خود را علامه دھر می داند و سئوالاتش را از زبان دیگران طرح می کند. اگر به
میھمانی برود و صاحب خانه از وی سئوال کند که آیا چای میل دارد ، او این سئوال را یک اھانت
نابخشودنی می داند. او خود را خدا می داند ولی برای اینکه مسئول این ادعای خود نباشد در رابطه با
ھمگان چاپلوسی می کند و مخلص و چاکر ھمگان است البته فقط در زبان. او ھرگز ھدیه نمی پذیرد مگر
اینکه خیلی گرانبھا باشد و بطور غیر مستقیم به او برسد. بلکه بسیار اصرار دارد که به زور به این و آن
ھدیه و پلو بدھد. عاشق میھمان بازی و شلوغی است و به ازای ھر چای که به دیگران می دھد آنھا را تا
ابد مدیون خود می داند . وای به آن موقعی که او اھل نماز و عبادات ھم باشد در آن صورت مبدل به یک
دیو آدمخوار می شود. او یک بچه نه نه است که فقط بدنش رشد کرده است. و وای بحال کسیکه عیب
یا مرضی از او را به وی گوشزد کند در اینصورت حتماً از وی انتقام خواھد ستاند. او در عمل زندگی
موجودی عقب مانده و ناقص است و مستمراً خود را زخمی می کند و لذا ھمواره در جستجوی اعمال
خارق العاده و متافیزیکی است و بسیار مایل است که ارواح و اجنه را دستگیر کند. او ناتوانی خود را لباس
ایثار می پوشاند و نادانی خود را ھم عارفانه می نماید. او از ھمه بیزار است و لذا عاشق می نمایاند .
این خود بزرگ بینی محصول غایت خود فریبی و پنھان سازی ناتوانی و نادانی خود از چشم خویشتن
است و لذا این تضاد وی را بسوی مخدرات و مسکرات می کشاند تا بتواند روابطش با دیگران را قابل

تحمل سازد زیرا در حال مستی و نشئگی می تواند عاشقانه و ایثارگرانه عمل کند. او در اعماق نفس

ھمه ما کمابیش حضور دارد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 264

 

 


برچسب‌ها: خودبزرگ بینی,کبر و غرور,چاپلوسی,ارواح و اجنه,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۶ توسط رضا احدی | نظر(0)

 

ظلمت عادات فرهنگی

(مسئله حجاب)

 

در ھر قومی برخی از پدیده ھای فرھنگی صاحب شعور و اراده اند و این بخش خلاق و زنده یک فرھنگ
است و آن وجھی از ھویت آن قوم است که بر اساس معرفت و اختیار پدید آمده است. ولی برخی دگر از
پدیده ھا و نمادھای فرھنگی در ھر قومی، عادات فرھنگی ھستند و این بخش از فرھنگ جنبه کور و
ظلمانی و مخدّر و فلاکت بار فرھنگ است و ذاتاً پدیده ھائی ریائی و منافقانه اند زیرا بر اساس زور
خانواده ھا یا حکومتھا پدید آمده اند و لذا تا به آخر ھم جز بواسطه زور و تھدید استمرار نمی یابند. این
وجوه فرھنگی در یک شرایط یا جغرافیای دیگری بناگاه محو می گردد و امحای این جنبه از فرھنگ چون
به ناگاه صورت می گیرد بغایت مخرب و نا امن کننده سرنوشت یک فرد یا جامعه است. عادتھای فرھنگی
قلمرو کرختی و بیھوده گی یک فرھنگ است. مسئله حجاب زنان در جامعه ما در حدود نیم قرن اخیر یکی
از پدیده ھای کور و ظلمانی فرھنگ ما بوده و یک عادت فرھنگی محسوب می شود و لذا ھمواره یکی از
کانونھای جبر و ریا و نفاق و ظلمت و گمراھی جامعه ما بوده است. در دوران قبل از انقلاب نھضت جبارانه
« کشف حجاب »رضاشاھی و بعد از انقلاب ھم بواسطه « حجاب انقلابی »این مسئله تا به امروز بصورت
یک عقده و غده فرھنگی در جامعه ما مبدل به یکی از چالشھا و منازعات کاھنده درخانواده ھا و کل
جامعه ما شده است و متأسفانه تا به امروز ادامه دارد و یکی از زمینه ھای اصلی بسیاری از مفاسد و
بدبختی ھاست و علاوه براین مرز بین کفر و ایمان را در زنان ما مخدوش کرده و به نفاق افکنده است.

که موجب سوء استفاده ھای ھولناکی در درون جامعه و نیز در خارج از کشور بر علیه انقلاب بوده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 265

 

 


برچسب‌ها: حجاب اجباری,کشف حجاب,دعوای خانوادگی,مفاسد اجتماعی,
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۲ توسط رضا احدی | نظر(0)

صد رحمت به تریاك

آیا براستی اینھمه ھیاھو و بسیج و مبارزه ملی سی ساله بر علیه تریاک که نتیجه ای معکوس ھم ببار
آورده است و اینھمه ھزینه ھای میلیاردی و تلفات جانی و ناامنی ترابری برای مردم چرا کسی فکری
بحال این ھمه داروھای روان گردان در جامعه نمی کند که از سیگار ھم فراوانتر و ارزانتر و ھزاران بار
مھلکتر از ھروئین است .
تریاک و مشتقاتش در مصرف بلند مدت تن را تباه می کند ولی این روان گردانھا حتّی با مصرف یکبار مغز و
وجدان و اراده فرد را تخریب نموده و گاه بطور جبران ناپذیری موجب نابودی روان یک انسان میشود. این
ضایعه چنان غیر قابل علاج است که براستی باید گفت: صد رحمت به تریاک!
سال ١٣٦٢ در یک تحقیق به سازمان صدا و سیما گفتم که آمار اعتیاد به تریاک و ھروئین در کشور چند
برابر آن چیزی است که می پندارند . این تحقیق ضمیمه پرونده ای بر علیه نظام شد و ما ھم مرخص
شدیم . در سال ١٣٥٧ مجدداً بواسطه تحقیقی به مسئولین کشور گزارش دادم که جامعه پزشکی ما
روی به تبھکاری دارد و بزودی مردم ما مبدّل به رنجورترین مردم جھان می شوند . این گزارش نیز ضمیمه
ھمان پرونده بنده شد. چند سال بعد به مسئولین گزارشی مفصل دادم که کشور بسوی نفاق میرود که
این ھم بر حجم پرونده ام افزود و خانه نشین شدم . و اینک اعلام می کنم که نسل جوان ما بسوی انھدام
شعور و وجدان می رود تا دیرتر نشده فکری بحال این روان گردانھای قاچاقی و داروئی نمائید که ھمه
مردم مثل نقل و نبات می بلعند تا شاد و شنگول باشند.
این کمترین کاریست که یک مسلمان می تواند کرد و باید کرد: امر به معروف و نھی از منکر به قیمت
ساقط شدن از حیات اجتماعی و اقتصادی و علمی و فرھنگی و .....

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 261

 

 


برچسب‌ها: تریاک,مواد مخدر,داروی روان گردان,شیشه,
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۹ توسط رضا احدی | نظر(0)

فلسفه رنج

ھر درد و رنج و گرفتاری و عذاب مادی و معنوی و عاطفی بشر انگیزه ای برای فھمی برتر است و در واقع
جز برانگیختن قوۀ ادراک رسالت دیگری ندارند .
پس حماقتی برتر از این نیست که آدمی بجای تفکّر و تأمل و تعمق در ریشه ھا و علل رنجھایش بلافاصله
مترصد تسکین و علاجش شود و لذا ھمه راه حلھا و درمانگریھای بشری منجر به لاینحل تر شدن مسائل و
عمیقتر شدن عذابھا می شوند زیرا علاج ھر درد و رنجی در معرفت دربارۀ آنھاست و بقول علی (ع)
« دوزخی جز بی معرفتی نیست. »
اگر انسان تنھا حیوان رنجور جھان است بدان دلیل است که فلسفه وجودی انسان بر معرفت است و
انسان خلق نشده الا اینکه علت و معنا و اسرار ھستی خود را فھم کند و نھایتاً خالق خود را بشناسد و
بپرستد و با او دوستی نماید .
بنابراین ھر که رنجورتر و گرفتارتر است بیشتر مدنظر پروردگار است و لیاقت بیشتری برای کسب معرفت
دارد و امر به عرفان و خودشناسی و خداشناسی می شود . لذا برای اھل ایمان و معرفت ، کفری برتر از
علاج مادی و صوری رنجھا و گرفتاریھا نیست بخصوص رنجھای عاطفی که عرصه تنھائی ھستند و وای بر
کسی که از تنھائی بگریزد زیرا پروردگار در قلمرو تنھائی به انتظار انسان است . تنھائی صراط المستقیم
بین خود و خداست .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 260

 


برچسب‌ها: رنج,مشکلات عاطفی,تسکین درد,تنهایی,
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۵ توسط رضا احدی | نظر(0)

کسیکه میخواهد همه دوستش بدارند

 

خود فروشی علت العلل گمراھی و خسران بشر است که در قرآن کریم نیز مذکور است الا اینکه آدمی

خود را به خدا معامله کند که این بھترین تجارت است . و امّا چرا آدمی خود را بھر کسی می فروشد ؟
برای اینکه ھمه دوستش بدارند و او را نیکو دارند و بپرستند . پس خود پرستی اساس خود فروشی بشر
است . کسی که میخواھد ھمه او را خوب بدانند و ھیچکس از او ناراحت نباشد و ھمه به او لبخند بزنند و
بستایند راھی جز خود فروشی در ھر رابطه ای ندارد و این ھمان راه گمراھی است .
در واقع آنچه که مردم داری و آبروپرستی نامیده می شود بیان دیگری از تقدیس خودپرستی و خود
فروشی است . در واقع خود فروشی نتیجه منطقی و عذاب حاصل از خود پرستی و غایت کبر و غرور است
.
علی (ع) می فرماید: «ای فرزند آدم آنچه که از نفس خود به دیگران می فروشی ھرگز جبرانی برایش
نخواھی یافت.» در قرآن نیز می خوانیم که «خود را مفروشید که کافر می شوید »
و عاقبت این خود فروشی که حاصل خود پرستی است ھمانا نفرت عمومی می باشد. کسی که می
خواھد ھمه او را دوست بدارند به نفرت ھمگانی مبتلا می شود و خود نیز به عداوت با ھمه می رسد .
خود فروشی ھمان روح فروشی است و لذا به ھلاکت می انجامد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 259

 


برچسب‌ها: محبوب بودن,علت گمراهی,خودفروشی,خودخواهی,غرور,
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۵ توسط رضا احدی | نظر(0)

 

گزارشی از فرهنگ و سلامت در کشور ما

 

طبق آمار رسمی جامعه ما به لحاظ مصرف دارو مقام اول را در جھان داراست یعنی که رنجورترین ملت
دنیاست . و نیز اینکه بی مطالعه ترین ملت دنیاست و لذا شمارگان چاپ کتاب در کشور ما امروزه به حدود
ھزار جلد تنزل یافته است و این به معنای صفر است زیرا این ھزار جلد ھم تعدادی به کتابخانه ھای
عمومی ارسال می شود و ما بقی به آشنایان نویسنده ھدیه داده می شود . حدود پنجاه سال پیش
شمارگان چاپ کتاب در کشورمان حدود دو ھزار جلد بود آنگاه که جمعیت کشور ما حدود ١٧ میلیون نفر
بود و نود درصد مردم ھم بیسواد بودند و در کل کشور فقط یک دانشگاه بود . امروزه فقط بر حسب رشد
آماری جمعیت و تعداد با سوادان و دانشگاھھا بایستی شمارگان کتاب در کشورمان بالای صد ھزار جلد
باشد .
رشد مصرف دارو تا سر حد رکورد جھانی و تنزل مرگبار شمارگان کتاب تا سر حد صفر دال بر نابودی
فرھنگ و فکر و عقل و ایمان است که موجب رشد روزافزون مصرف داروست که دال بر تباھی تن و روان
است .
در واقع ما امروزه بی فکرترین و کم عقل ترین و بی فرھنگ ترین و لذا بیمارترین و دیوانه ترین ملت جھان
ھستیم ھر چند که مشغول پیوند سلولی و غنی سازی اورانیوم می باشیم و شبانه روز نماز میخوانیم
و خیرات می دھیم و اشعار عاشقانه می سرائیم و کوس اناالحق می زنیم و دعوی نجات بشریت داریم .
رشد بیماری دال بر کاھش و نابودی دین و عقل و اسلام به مثابه سرچشمه سلامتی است. این وضعیت

را به مردم ایران تسلیت و به دشمنان این ملت تبریک عرض می کنیم .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 257

 

 


برچسب‌ها: نرخ بهداشت,نرخ مطالعه,تیراژ چاپ کتاب,سرانه مطالعه,
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

آیا میتوان آدم بود ؟

 

آدم بودن مقامی فراسوی مرد یا زن بودن است . آدم بودن ، حامل روح خدا و اسمای الھی و خلیفه خدا بر
روی زمین بودن است : پاک بودن، خیر خواه ھمه بودن ، سخی بودن ، با معرفت بودن ، اھل محبت بودن ،
غیور و عزیز بودن ، بی نیاز و دلیر بودن، لطیف و فھیم بودن و صادق و با وفا بودن و ......
آیا براستی دیگر دورۀ آدمیت سپری شده است و صدق و وفا و مھر و عزّت و عصمت ناممکن شده است ؟
آیا صادق و وفادار و عاقل بودن مترادف با خودکشی و نابودی است ؟
آیا راھی جز ھرزه گی و ریا و خیانت و خود فروشی باقی نمانده است ؟
آیا انسانیت فقط نقشی برای سینما است آنھم سینمائی که محکوم به ورشکستگی می باشد ؟
براستی امروزه آدم کیست ؟ چه کسی روح آدمیت را از پدرمان حضرت آدم به ارث برده است ؟ آیا امروزه
« وارث آدم » چه کسی است ؟
چنین کسی در ھر کجا که باشد ھمو امام زمان و مکان خویش است بی ھیچ شمشیر و اسب سفید و
عصای موسی و معجزاتی دگر !؟

آدم بودن بسیار سخت تر از ناجی بودن است . ناجی بودن ھمان آدم بودن است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 257


برچسب‌ها: آدم بودن,خلیفه خدا,خیانت,خودفروشی,
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۱ توسط رضا احدی | نظر(0)

بتهاي مدرن

 

عصر مدرنیزم عصر بت پرستی ھای متنوع و مستمر و بلاوقفه و جھانی است. چرا که « مد» در فرھنگ
لاتین ھمان بت است . اگر بت پرستان عھد عتیق سالی چند بار در مراسمی و یا بواسطه نیازی به نزد بت
قبیله خود می رفتند و آنرا می پرستیدند امروزه شبانه روز آدمھا مشغول پرستش دھھا بت ھستند :
دکوراسیون خانه ، اشیای زینتی ، مبلمان ، تلویزیون ، کامپیوتر ، موبایل، اتومبیل و انواع مد لباس. این بت
ھا نیز دائماً از طریق رسانه ھا تزیین و تبلیغ می شوند و وسوسه پرستش را در مردمان تشدید می
کنند . امروزه ھر کالائی قبل از آنکه قابل مصرف باشد قابل پرستش است . ھر چیزی نخست باید
پرستیده شود و سپس مصرف گردد . مصرف به قصد پرستش است . مدرن بودن یعنی پرستش این بت
ھائی که ھر روزه به بازار می آیند . این کالاھا برآورنده نیازھای دنیوی بشر مدرن نیستند بلکه روح و روان
او را تسخیر نموده و او را به تملّک خود می آورند . و این ھمان واقعۀ مالیخولیای عصر جدید است که
انسانھا را تبدیل به اشیائی متحرک و دیوانه نموده است . و اینست که مثلاً کسی که پشت فرمان
اتوموبیل خود نشسته است فرمانده اتوموبیل نیست بلکه اتوموبیل است که او را میراند . آنکه در مقابل
تلویزیون یا کامپیوتر ھم می نشیند در کنترل آن است . و این حاکمیت و سلطه بت ھا بر ارواح بشر است.
و این معنای تکنولوژیزم یا مذھب تکنولوژی پرستی است . در اینجا تکنولوژی بر جای خود قرار گرفته و
سرنوشت بشر را در دست دارد و لذا امروزه شاھدیم که ھمه وقایعی که سرنوشت افراد و جوامع و
حکومتھا و ابرقدرتھا را تعیین می کند از بطن تکنولوژی رخ می نماید و ابر قدرت واقعی ھمان کارخانه

مدرنیزم یعنی تکنولوژی است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 255

 


برچسب‌ها: مد روز,بت پرستی مدرن,دکوراسیون,موبایل,تبلیغ کالا,
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۳ توسط رضا احدی | نظر(0)

رهائی از جبر سرنوشت

 

ضرب المثلی داریم که می گوید : فرزندان مکافات اعمال پدران خود را می پردازند این باور به لحاظ بیان
علمی ھمان است که امروزه ژنتیک نامیده می شود و یا علم وراثت . این باور بھمان میزان که راست
است نیست. آنچه که جبر سرنوشت نامیده می شود به لحاظی چیزی جز اسارت نژاد و وراثت آباء و
اجداد نیست .
در قرآن کریم پیروی از سنت پدارن ھمان روش کفر است . پس ابتلای به سرنوشت پدران و ادامه طبیعی
سرنوشت آنان بودن و گاه عذاب راه و روش غلط آنان را کشیدن ھمان راه کفر است و عذاب حاصلی از
این راه.
و اما راه دین به یک کلام چیزی جز راه و روش رھائی از جبر نژاد و ژنتیک و وراثت نیست. نبرد انبیای الھی
فقط راه و روش فائق آمدن بر این جبر است . و اینکه ابراھیم (ع) را پدر ایمان و رستگاری میدانیم در کل
زندگیش جز نبرد با نژاد را شاھد نیستیم که از دو جانب یعنی از پس و پیش ( پدر و فرزند ) رخ مینماید
: نبرد با پرستش راه پدر و عاطفه و عشق به پسر که تداوم راه اجداد است . پدر پرستی و فرزند پرستی
دو روی سکه نژاد پرستی است و اسارت ژن . پس کل دین خدا فقط برای رھائی اراده و اختیار و
سرنوشت فرد از اسارت وراثت ھاست . و این ھمان راه رسیدن به ھویت فردی و انسانی است . زیرا
انسان اسیر نژاد ھمان اسیر ژن است . در قرآن مردم پرستی ( ناس) در نقطه مقابل دین و رستگاری
است. زیرا« ناس » یک موجود بی اراده و بازیچه سرنوشت تاریخی – نژادی است و تا انسان از اسارت
« خود » رھا نشود نیست یعنی انسان نیست . نژاد پرستی و ژن پرستی امری واحد است که در آن
سیمای مردم پرستی خودنمائی می کند . انسان یا ژنتیکی و نژادی است که بیخود است و یا یگانه و

نزادی است و خود است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص252

 

 


برچسب‌ها: سرنوشت,تقلید,علم ژنتیک,مردم پرستی,
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.