ذهن
ذهن به هر چیزی که بخواهد می اندیشد و یا نمی اندیشد. و گاه خود ذهن از اندیشیدن در باره چیزی خسته و مستهلک می شود و می خواهد که آن چیز را فراموش کند ولی نمی تواند و چه بسا بطرز حیرت آوری به چیزی که مدتهای مدید در مقابل رویش قرار دارد و سراسر تناقض بار است ومسئله آفرین، لحظه ای هم نمی اندیشد و گویا آن چیز وجود ندارد. بنابر این ذهن از خودش اراده ای ندارد...
...ولی «انتخاب» یک امر و وضع و مقام دیگری است. زیرا همه می دانند و می گویند که مثلاً دروغ و ریا و خیانت بد است ولی اندکند که به این تشخیص ذهن خود که حاصل قیاس است عمل می کنند و توان عمل به این تشخیص را دارا هستند... 
... من بواسطه قوه قیاس، تشخیص داده ام که مثلاً غذاهای ترش برای سلامتی ام ضرر دارد ولی باز هم آنرا می خورم و نمی توانم که نخورم. این یعنی چه؟ انسان از چه کانونی در وجودش انتخاب می کند؟ 
استاد علی اکبر خانجانی 
کتاب شناخت شناسی ص ۸۶